صلح و آینده

سال 2014 میلادی

صلح پایدار، نسخه درد شهروندان افغانستان!

ما با تائید اینکه صلح در افغانستان با تهدیدها و چالش های فزایند از جمله تروریسم، جنگ، فقر، بی عدالتی، بیماری سلطه جویی و قدرت طلبی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی روبروست و علاوه بر مسوولیت اساسی دولت همه علما، نخبگان و سازمان های غیر دولتی و مدنی نیز باید مسوولیت انسانی و اجتماعی خود در قبال این تهدیدها را جدی بگیرند. با ابراز همدردی با خانواده های قربانیان و بازماندگان حوادث تروریستی چهار دهه اخیر؛ با اعلام اینکه لازمه هر گونه اتخاذ تدابیر در مقابله و ریشه کنی تروریسم، شناخت جامع ریشه ها و علل آن می باشد و با اعلام مخالفت با هر گونه اقدام ابزاری، دوگانه، گزینشی یا یکجانبه گرایی و همچنین محکوم کردن نقض نمودن حقوق مسلم شهروندان بر اساس قوانین نافذه افغانستان و با عزم راسخ به اتخاذ تدابیر مبتنی بر عقلانیت و عدالت برای مقابله با تهدیدهای صلح و دستیابی به آینده متعالی برای همه، با تائید نقش محوری آموزش در ایجاد فضایی صلح و دوستی و مقابله با تبعیض، خشونت و تروریسم؛ و با تقدیر از نهادهای مدنی، مطالعاتی، رسانه ای نسبت به موارد زیر موافقت خود را اعلام و بر عملی شدن آن از جانب دولت، احزاب و جامعه بین المللی تاکید داریم:

  1. از مفکوره صلح عادلانه به عنوان گفتمان مشترک بر پایه فرهنگ، قوانین و موازین اخلاقی حمایت میکنیم و تاکید داریم که صلح تنها در صورتی ماندگار و به نفع افغان ها است که بر اساس عدالت و کرامت انسانی استوار باشد؛ پس از حضور جنایت کاران در قدرت حمایت نکنید و زمینه محکمه عادلانه را با در نظر داشت خواست های بر حق قربانیان مهیا سازید. راه حل های کوتاه بینانه و زدوبندهای سریع یک بار دیگر پایگاهی امن برای فعالیت های تروریسم در قلب آسیا ایجاد خواهد کرد و پیامدهای آن برای مردم افغانستان و جهان آسیب آور و خطرناکتر نسبت به گذشته خواهد بود؛
  2. راه کارهای عدالت در گذار را ایجاد و با معافیت از مجازات مبارزه کنید؛ تمام اشخاصی که مسوول نقض حقوق بشر، کنوانسیون های حقوق بشری و قانون اساسی هستند باید مورد تحقیق و پیگرد قرار بگیرند. بسیاری از این اشخاص امروزه در پست هایی هستند که به آن‏ها امکان می دهد باز هم مرتکب نقض حقوق انسان شوند. بنابرین، راه‏کارهای بازرسی و حساب خواهی در نهادهای دولتی باید تقویت شود. ضرر قربانیان باید جبران شود. این الزام ها عناصر اساسی در موفقیت آینده افغانستان نیرومند و دمکراتیک به شمار می روند. حق قربانیان برای دانستن حقیقت، عدالت و جبران باید مورد احترام قرار گیرد و به درستی اجرا شود؛
  3. نهادهای عدلی را تقویت کنید، و تفکیک واقعی قوا را به اجرا بگذارید؛ برای صلح مثبت در افغانستان، حمایت شدید از نهادهای دمکراتیک، مجامع انتخابی آن و تفکیک درست و عملی قوا الزامی است. نظام عدلی از منابع، نیروی انسانی و آموزش کافی برخوردار نیست و پیوسته در تمام سطوح گرفتار مداخله سیاسی است. به ویژه بازبینی جامع اختیارات دیوان عالی و دادستانی کل برای قطع کامل پیوندهای نزدیک قوه قضاییه با قوه مجریه الزامی است. بدترشدن وضع نظام رسمی عدلی نه تنها به شورش دامن زده و تمام نهادهای دیگر را تضعیف کرده، بلکه با شگفتی بر نظام عدلی غیررسمی تاثیر مثبت گذاشته که به حقوق بشر و موازین قانون اساسی پایبند نیست. بدون این که تضمینی برای حقوق اساسی، به ویژه حقوق زنان، وجود داشته باشد. تعهد مداوم به برقراری حاکمیت قانون در سراسر کشور ضروری است. تمام حقوق موجود در قانون اساسی افغانستان و معاهده های بین المللی که افغانستان عضو آن‏هاست باید از طریق قانون گذاری و توسعه بخشی های امنیت و قضایی به اجرا گذاشته شود؛
  4. اعمال غیر انسانی و خشونت آمیز علیه شهروندان افغانستان و مداخله برخی دولت ها در افغانستان را محکوم میکنیم و آن را نقض آشکار حقوق بنیادین بشری وتهدیدی جدی برای صلح در منطقه و جهان می دانیم و تاکید مینمائیم که راه حل ایجاد آرامش و امنیت گردهم آمدن بر محور صلح عادلانه خواهد بود؛
  5. ما خواستار تغییر در ساختار شورای عالی صلح افغانستان می باشیم زیرا طی چند سال گذشته نشان داد که توانایی و اعتماد لازمه را میان مردم نداشته و نمیتواند بر اساس ضرورت ایجادی خود به پیش برود، بنابرین ساختار جدید باید بشکل ایجاد گردد تا این شورا را شهروندان افغان از خود دانسته و افراد نخبه، نام نیک، عادل، متعهد به وطن و صنف های مختلف ماننده قربانیان، زنان، علما، جوانان در آن جا داشته باشند؛
  6. ضمن تاکید بر ضرورت حمایت از حقوق قربانیان ترور، مجازات و تعقیب همه افراد و گروه های دخیل در کلیه اشکال جنایت را با رعایت محکمه عادلانه و کرامت انسانی و با احترام به اصول بنیادین حقوق و منزلت بشر اقدام ضروری در پیشگیری و محو تروریسم میدانیم؛
  7. آموزش و پرورش مبتنی با ارزش های عالی انسانی یکی از ضروریات رسیدن به صلح مثبت است. لازم است دولت، برای رسیدن به صلح زمینه آموزش و پرورش سالم در محیط امن را برای همه اعضای جامعه اعم از زن و مرد، به صورت یک سان فراهم سازد. دولت مکلف است تا از کودکان حمایت های جدی نماید زیرا تعداد زیاد از کودکان خیابانی قربانیان حملات تروریستی بوده، مورد سو استفاده های جنسی قرار میگیرند و مصروف کار های شاقه می باشند؛ و
  8. حمایت خود را از هم فکری، تعامل و گفتگو میان نخبگان و سازمانهای مردم نهاد در ایجاد ائتلاف موثر برای شناخت و مقابله با تهدیدهای صلح عادلانه در افغانستان ابراز می نمائیم.

###

سال 2013 میلادی

صلح باید توام با عدالت باشد

حرکت ده روز برای صلح، در سال 2012 میلادی به ابتکار موسسه همکاری برای صلح و ترقی با همکاری یک تعداد از نهاد های مدنی به این هدف براه انداخته شد که به بهانه تجلیل از روز جهانی صلح با دولت، مخالفین مسلح و جامعه بین الملل خواسته ها، تشویش ها و پیشنهادات شهروندان افغان شریک گردد. امسال هم جای خرسندی است که موسسه همکاری برای صلح و ترقی جهت تداوم این حرکت و به مناسبت روز با شکوه جهانی صلح تجلیل می نماید.

ما حرکت ده روز برای صلح به این باور هستیم، که صلح زمان در افغانستان تامین میگردد که تمام طرفین جنگ و درگیری ها با کمال صداقت و حقیقت جهت تامین صلح گام های محکم بردارند، و جهت تامین صلح تنها ارزش های قبول شده اسلامی، ملی و جهانی را در نظر بگیرند.

از جانب دیگر طرف های دخیل بین المللی در پروسه صلح باید، دیگر افغان ها را در بازی های سیاسی به معامله نگیرند بلکه در پهلوی تامین فضایی آرامش متوجه امنیت جهان نیز باشند. از طرف دیگر سیاست های مرموز و دوگانه کشور های جهان باعث شده که پروسه صلح در کشور به کندی پیش برود، مثال آن ایجاد و بستن دفتر قطر برای طالبان در سال روان بود که تلاش های رسیدن به صلح را متضرر و مردم را نسبت به گذشته بیشتر در برابر پروسه بد بین ساخت.

 حکومت باید، از تجارب حکومت های گذشته در تامین صلح استفاده کرده و بجای افراط و تفریط (مصلحت) اعتدال و عدالت را تامین نماید. جهت مذاکره با مخالفین و تسهیل گری صلح باید اشخاصی را بگمارد که حمایت مردمی داشته و مورد تائید افغان ها باشند. در کنار این دولت باید به صورت جدی متوجه موجودیت گروپ های مسلح غیر قانونی، کشت و قاچاق مواد مخدر، فساد اداری، عدم حاکمیت قانون، عدم بی باوری مردم بالای سیستم اداری کشور، موجودیت ناقضین حقوق بشری و افراد که در جنگ های گذشته دخیل بوده اند در پست های بلند حکومتی و … باشد چون تنها در حال حاضر جنگ پروسه صلح را به خطر مواجه نساخته است و موارد از این دست نیز تاثیر منفی مستقیم و یا غیر مستقیم بالای پروسه وارد کرده است.

 در کنار دولت، علما دین نیز در تامین صلح سراسری وظیفه ملی و اسلامی خویش را به صورت درست و در مطابقت با قوانین اسلامی و نافذه کشور باید ادا نمایند، تا خدای نخواسته با محاسبه الهی و مردم قرار نگیرند زیرا تنها مسوولیت علما در خطبه های نماز جمعه و امامت در مساجد خلاصه نمی شود.

ما (حرکت ده روز برای صلح) خواسته های خویش را از دولت افغانستان، مخالفین مسلح، اپوزیسیون سیاسی و جامعه بین المللی این چنین مطرح می نمائیم:

  1. دولت افغانستان باید در پروسه صلح و در تمام مراحل آن عدالت را از یاد نبرد، و در شورای عالی صلح اشخاص را تعین کند که مورد باور و حمایت مردم بوده و ناقضین حقوق بشر نباشند؛
  2. 43% از بودیجه ملی سال 1392 به مسایل امنیتی اختصاص داده شده است، هرگاه در کشور امنیت تامین و صلح حکم فرما باشد پس طبیعی است که فیصدی زیاد بودیجه امنیتی در سکتور های زیربنایی مهم سرمایه گذاری شده میتواند که باعث رفاه میگردد. پس دولت باید تلاش های خویش را برای تامین صلح زیاد تر سازد؛
  3. در بودیجه 1392 خورشیدی، در مورد بودیجه اختصاص داده شده برای شورای عالی صلح هیچ گونه معلومات قابل دسترس نیست، دولت باید بودیجه شورای عالی صلح و سایر مورد مهم مالی را تا جای که خواست قانون است از چشم مردم پنهان نسازد؛
  4. دولت باید به هدف تامین صلح در انتخابات آینده جلو نامزدی جنایت کاران جنگی را گرفته و اجازه ندهد تا کسانیکه که به نسل کشی و جنایت ضد بشری دست داشته اند کاندید شوند؛
  5. دولت باید نشر گزارش ترسیم منازعه کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان را حمایت، و وظیفه نشر آنرا برای کمیسیون صادر نماید، گزارش که چهره واقعی جنایتکاران جنگی را افشا می نماید؛
  6. با در نظر داشت اینکه قانون اساسی کشور حق دسترسی به معلومات را به رسمیت شناخته است، اما تا به حال قانون دسترسی به معلومات توشیح نشده است باید مسوولین امور به این مسله توجه جدی نمایند؛
  7. دولت و مخالفین مسلح باید منفعت کشور و مردم را از همه موارد دیگر در اولویت قرار داده و احترام نمایند و در پروسه صلح تنها و تنها همین مورد را در نظر داشته باشند؛
  8. دولت باید تلاش نماید تا یک محیط سالم و صلح آمیز را ایجاد نماید تا تمام افغان ها در آن به حقوق اساسی شان دسترسی داشته باشند؛
  9. موجودیت جنگ سالاران در پست های بلند در اداره حاکم باعث شده تا مردم بر حاکمیت و تطبیق قانون بی باور شوند. در دوازده سال گذشته هیچ گاه تلاش نشده است تا چهره های جنایت کاران که مردم آنان را می شناسند به صورت رسمی افشا و به محکمه کشانده شوند؛
  10. در پروسه صلح باید اداره حاکم، نقش جوانان (مردان و زنان) را ارج گذاشته و از این نیرو به صورت درست استفاده نماید؛
  11. جامعه بین الملل به صورت خاص کشور های همسایه باید سیاست های دوگانه خویش را در برابر افغانستان خاتمه دهند، و به صورت واقعی و شفاف پروسه صلح را کمک و همکاری نمایند، زیرا افغانستان با ثبات و مرفه نه تنها به منفعت افغان ها بل به منفعت  منطقه و جهان می باشد.

###

سال 2012 میلادی

حرکت 10 روز برای صلح در افغانستان

صلح تنها نبود جنگ نیست، صلح زمان به معنی واقعی آن کاربرد دارد و محقق است که مبتنی بر عدالت و تفاهم باشد.

ما شرکت کننده گان، حرکت ۱۰ روز برای صلح، با تائید اینکه صلح در افغانستان با تهدیدها و چالش های فزایند از جمله تروریسم، جنگ، فقر، بی عدالتی، بیماری سلطه جویی و قدرت طلبی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی روبروست و علاوه بر مسوولیت اساسی دولت همه علما، نخبگان و سازمان های غیر دولتی و مدنی نیز باید مسوولیت انسانی و اجتماعی خود در قبال این تهدیدها را جدی بگیرند. با ابراز همدردی با خانواده های قربانیان و بازماندگان حوادث تروریستی چهار دهه اخیر؛ با اعلام اینکه لازمه هر گونه اتخاذ تدابیر در مقابله و ریشه کنی تروریسم، شناخت جامع ریشه ها و علل آن می باشد و با اعلام مخالفت با هر گونه اقدام ابزاری، دوگانه، گزینشی یا یکجانبه گرایی و همچنین محکوم کردن نقض نمودن حقوق مسلم شهروندان بر اساس قوانین نافذه افغانستان و با عزم راسخ به اتخاذ تدابیر مبتنی بر عقلانیت و عدالت برای مقابله با تهدیدهای صلح و دستیابی به آینده متعالی برای همه، با تائید نقش محوری آموزش در ایجاد فضایی صلح و دوستی و مقابله با تبعیض، خشونت و تروریسم؛ و با تقدیر از نهادهای مدنی، مطالعاتی، رسانه ای نسبت به موارد زیر موافقت خود را اعلام و بر عملی شدن آن از جانب دولت، احزاب و جامعه بین المللی تاکید داریم:

  1. از مفکوره صلح عادلانه به عنوان گفتمان مشترک بر پایه فرهنگ، قوانین و موازین اخلاقی حمایت میکنیم و تاکید داریم که صلح تنها در صورتی ماندگار و به نفع افغان ها است که بر اساس عدالت و کرامت انسانی استوار باشد؛ پس از حضور جنایت کاران در قدرت حمایت نکنید و زمینه محکمه عادلانه را با در نظر داشت خواست های بر حق قربانیان مهیا سازید. راه حل های کوتاه بینانه و زدوبندهای سریع یک بار دیگر پایگاهی امن برای فعالیت های تروریسم در قلب آسیا ایجاد خواهد کرد و پیامدهای آن برای مردم افغانستان و جهان آسیب آور و خطرناکتر نسبت به گذشته خواهد بود.
  2. راه کارهای عدالت در گذار را ایجاد و با معافیت از مجازات مبارزه کنید؛ تمام اشخاصی که مسوول نقض حقوق بشر، کنوانسیون های حقوق بشری و قانون اساسی هستند باید مورد تحقیق و پیگرد قرار بگیرند. بسیاری از این اشخاص امروزه در پست هایی هستند که به آن‏ها امکان می دهد باز هم مرتکب نقض حقوق انسان شوند. بنابرین، راه‏کارهای بازرسی و حساب خواهی در نهادهای دولتی باید تقویت شود. ضرر قربانیان باید جبران شود. این الزام ها عناصر اساسی در موفقیت آینده افغانستان نیرومند و دمکراتیک به شمار می روند. حق قربانیان برای دانستن حقیقت، عدالت و جبران باید مورد احترام قرار گیرد و به درستی اجرا شود.
  3. نهادهای عدلی را تقویت کنید، و تفکیک واقعی قوا را به اجرا بگذارید؛ برای صلح مثبت در افغانستان، حمایت شدید از نهادهای دمکراتیک، مجامع انتخابی آن و تفکیک درست و عملی قوا الزامی است. نظام عدلی از منابع، نیروی انسانی و آموزش کافی برخوردار نیست و پیوسته در تمام سطوح گرفتار مداخله سیاسی است. به ویژه بازبینی جامع اختیارات دیوان عالی و دادستانی کل برای قطع کامل پیوندهای نزدیک قوه قضاییه با قوه مجریه الزامی است. بدترشدن وضع نظام رسمی عدلی نه تنها به شورش دامن زده و تمام نهادهای دیگر را تضعیف کرده، بلکه با شگفتی بر نظام عدلی غیررسمی تاثیر گذاشته که به حقوق بشر و موازین قانون اساسی پایبند نیست. بدون این که تضمینی برای حقوق اساسی، به ویژه حقوق زنان، وجود داشته باشد. تعهد مداوم به برقراری حاکمیت قانون در سراسر کشور ضروری است. تمام حقوق موجود در قانون اساسی افغانستان و معاهده های بین المللی که افغانستان عضو آن‏هاست باید از طریق قانون گذاری و توسعه بخش های امنیت و قضایی به اجرا گذاشته شود.
  4. به حقوق مهاجرین طبق کنوانسیون های جهانی باید رسیده گی شود؛ بالای چند میلیون افغان در کشور های همسایه به خصوص پاکستان و ایران زنده گی می نمایند در حال که از حقوق حقه شان ماننده حق آموزش و پرورش، حق کار، حق صحت، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، حق حمایت اجتماعی در مقابل زورگویان و ناقضین حق انسانی بر خوردار نبوده و از آنان استفاده ابزاری صورت میگیرد که دولت افغانستان باید در این مورد توجه جدی نموده و جلو قربانی شدن این افغان ها را گرفته و زمینه بازگشت آنان را به کشور مهیا سازد.
  5. اعمال غیر انسانی و خشونت آمیز علیه مردم افغانستان و مداخله برخی دولت ها در افغانستان را محکوم میکنیم و آن را نقض آشکار حقوق بنیادین بشری وتهدیدی جدی برای صلح در منطقه و جهان می دانیم و تاکید مینمائیم که راه حل ایجاد آرامش و امنیت گردهم آمدن بر محور صلح عادلانه خواهد بود.
  6. ما خواستار تغییر در ساختار شورای عالی صلح افغانستان می باشیم زیرا طی چند سال گذشته نشان داد که توانایی و اعتماد لازمه را میان مردم نداشته و نمیتواند بر اساس ضرورت ایجادی خود به پیش برود، بنابرین ساختار جدید باید بشکل ایجاد گردد تا این شورا را شهروندان افغان از خود دانسته و افراد نخبه، نام نیک، عادل، متعهد به وطن و صنف های مختلف ماننده قربانیان، زنان، علما، جوانان در آن جا داشته باشند.
  7. ضمن تاکید بر ضرورت حمایت از حقوق قربانیان ترور، مجازات و تعقیب همه افراد و گروه های دخیل در کلیه اشکال جنایت را با رعایت محکمه عادلانه و کرامت انسانی و با احترام به اصول بنیادین حقوق و منزلت بشر اقدام ضروری در پیشگیری و محو تروریسم میدانیم.
  8. آموزش و پرورش مبتنی با ارزش های عالی انسانی یکی از  ضروریات رسیدن به صلح مثبت است. لازم است دولت، برای رسیدن به صلح زمینه آموزش و پرورش سالم در محیط امن را برای همه اعضای جامعه اعم از زن و مرد، به صورت یک سان فراهم سازد. دولت مکلف است تا از کودکان حمایت های جدی نماید زیرا تعداد زیاد از کودکان خیابانی قربانیان حملات تروریستی بوده (تازه ترین مورد آن شهید شدن چهار تن از کودکان ورزشکار ما در یک رویداد تروریستی بود)، مورد سو استفاده های جنسی قرار میگیرند، مصروف کار های شاقه می باشند.
  9. حمایت خود را از هم فکری، تعامل و گفتگو میان نخبگان و سازمانهای مردم نهاد در ایجاد ائتلاف موثر برای شناخت و مقابله  با تهدیدهای صلح عادلانه در افغانستان ابراز می نمائیم؛

چرا صلح عادلانه؟

یکی از علل اصلی کاستی و عدم موفقیت تلاش های گذشته و حاصل نشدن صلح ماندگار و فراگیر در دوران معاصر افغانستان، نظریه ها و گفتمان های صلح بر محورهای گذار و مصلحت بوده است. همین ماهیت و کارکرد خنثی در بحث صلح سبب شده تا برخی بازیگران، از آن به عنوان ابزار علیه مردم، اساس نظم و امنیت استفاده، و بهره گیری گروهی و فردی نمایند.

صلح عادلانه از آن جهت ضرورت طرح و تعقیب دارد که صلح را بر پایه ای خارج از چرخه قدرت و منافع فردی بازیگران استوار می سازد و انسان و کرامت انسانی را اساس و مرکز ثقل صلح قرار میدهد. در صلح عادلانه، صلح به خودی خود و به تنهایی، ارزش نبوده بلکه چارچوبی برای تحقق عدالت فردی و اجتماعی است؛ از این رو، صلح عادلانه تنها به آرام سازی وضعیت موجود اکتفا نمی کند و بستر های نا عادلانه زندگی اجتماعی را به سمت عدالت و روابط عادلانه و انسانی هدایت می نماید.

بر همین اساس، صلح عادلانه گفتمانی است که قادر است کاستی های طرح ها و گفتمان های گذشته و حال در زمینه صلح را برطرف سازد و گامی اساسی به سمت صلح همگانی و فراگیر در افغانستان را برای همه انسانها مهیا سازد.

###

سال 2011 میلادی

کمپاین صلح برای عدالت

آزادي و صلح  با رعايت عدالت معنی پيدا مي کند. آزادي با عدالت کامل مي شود و صلح با عدالت تامین تحقق پیدا میکند.

صلح از ذهن انسان ها ريشه مي گيرد؛ هر انساني در يک محيط سالم مي تواند با ارزش هاي زندگي آشنا شود خود و ديگران را دوست داشته باشد، به همه موجودات احترام بگذارد و بياموزد که اجازه ندارد حق حيات و زندگي را از کسي دريغ کند.

 ما چگونه صلح همراه با عدالت برای افغانستان میخواهیم؟!

آن زمان كه صلح استقرار يافت، عدالت حاصل يا متولد مي گردد. حداقل اينكه صلح، شرايط مقدماتي براي به بار نشستن آنچه عدالت نياز دارد را فراهم مي سازد. با چنين نگرشي، صلح در خدمت عدالت بوده و به واقع، هدف راستين بشر، دست يابي به عدالت است كه از رهگذر صلح محقق خواهد شد. با اين حال، نقدي كه بر اين تصور وجود دارد، عدم تمكين به صلح منفي است. اگر منظور از صلح، اكتفا به وضع موجود باشد، نمي توان تنها با اكتفا به وضع موجود كه خود بر ناعدالتي هاي بنيادين استوار شده است، در جستجوي عدالت بود. نتيجه اينكه صلح در مفهوم مثبت است كه مي تواند زمينه ساز شكل گيري عدالت باشد.

 چرا صلح با عدالت؟!

صلح عادلانه از آن جهت ضرورت طرح و تعقيب دارد كه صلح را بر پايه اي خارج از گردونه قدرت و منافع فردي بازيگران استوار مي سازد و انسان و كرامت انساني را اساس و مركز ثقل صلح قرار مي دهد. در صلح عادلانه، صلح به خودي خود و به تنهائي، ارزش نبوده بلكه چارچوبي براي تحقق عدالت فردي و اجتماعي است؛ از اين رو، صلح عادلانه تنها به آرام سازي وضعيت موجود اكتفا نمي كند و بسترهاي ناعادلانه زندگي اجتماعي را به سمت عدالت و روابط عادلانه و انساني هدايت مي نمايد.

آيا صلح غيرعادلانه نيز وجود دارد؟

در دوران معاصر در مواردي كه با توافق و انعقاد تواققنامه يا تفاهم نامه اي ميان طرفين درگير، نوعي آتش بس ايجاد مي شود، آن را ايجاد و برقراري صلح اطلاق مي كنند. صلح بايد بر رضايت قلبي و افكار و عقلانيت استوار باشد. صلح در صورتي معنادار و ماندگار است كه ريشه هاي بي ثباتي و صلح زدائي را مورد توجه قرار دهد. مصاديق زيادي از آنچه در گذشته و گاه امروز به عنوان صلح تلقي شده اند، نه صلح بلكه وضعيتي از نه صلح –نه جنگ هستند؛ وضعيت هائي كه بر روابط ناعادلانه در جهان استوار شده اند. ما صلح را در بستر و در ظرف عدالت مي خواهيم. از اين رو، معتقديم كه صلح ناعادلانه نيز وجود دارد و مصداق آن در گذشته و امروز جهان كم نبوده و نيست.

 عدالت، ظرف و قالب صلح

صلح عادلانه، قرائت صلح از مجراي عدالت است كه البته خود نه تنها محتواي الگوهاي صلح بلكه شكل و صورت بندي جامعه بين المللي معاصر را نيز با تحول و دگرگوني هاي اساسي مدنظر قرار مي دهد.

صلح عادلانه، متضمن استقرار صلح بر پايه عدالت است؛ از اين رو، همه زواياي زندگي اجتماعي را در ابعاد درون ملي، ملي و بينالمللي تحت پوشش قرار مي دهد. صلح عادلانه، توأم با تكريم انسان و همچنين تكيه بر توسعه، حقوق بشر، دموكراسي، هويت فردي و فرهنگي، و تعالي مادي و معنوي است. در صلح عادلانه، دولتها بيش از انكه حقمدار باشند وظ يفه مدار بوده و بايد متناسب با ارزشهاي انساني روابط بينالمللي را ايجاد و مديريت نمايند.

عادلانه سازي صلح از چه مجرائي خواهد بود؟

هم در صلح به مفهوم سنتي (صلح منفي) و هم قرائت معاصر (صلح منفي-مثبت)، عدالت جايگاهي خاص دارد. خاتمه دادن به جنگ هرچند محدود به روابط بين دولتها است، اما تنها با تحميل اراده هاي سياسي يا الزامات حقوقي ميسرنبوده و كه « معاهدات نابرابر » تاريخ نيز با ابراز ناخرسندي از شكل گيري نهادهائي نظير ابزار اين تحميل ها بوده اند، عدم توفيق چنين ابزارهائي را ثابت نموده است. ازاين رو، عادلانه سازي روابط بين الدولي، (اگر نه تنها) يكي از مهمترين مباني استقرار صلح جنگ زدا محور بوده اما جامعه دولتها و ساختارهاي سياسي و حقوقي پيگير صلح در قرون گذشته، به دليل چشم بستن بر همين حقايق، در اهداي صلحي واقعي به جهان و جهانيان قاصر و عاجز بوده اند.

اما در صلح مثبت، اساساً عدالت مبنا و مبتني بر درك نياز به وجود عدالت است.

صلح، تنها ناظر بر روابط بين دولتها نيست بلكه به هر هويت تاثيرگذار بر زيست انساني (خواه در اجتماعات محلي، ملي يا بين المللي) تعميم دارد؛ صلح تنها متكي بر ايجاد ابزارهاي بيروني و سازوكارهاي سياسي و اداري براي بازداشتن بازيگران از كاربست قوه قهريه نيست بلكه به بستر زندگي اجتماعي يعني آنچه زيربناي روابط شان را از بنياد « تنظيم » حيات همه اين هويت ها است، معطوف مي گردد و تعقيب مي نمايد؛ و البته طبيعي است كه چنين رويكردي « عادلانه » و بر پايه اي بنيادين براي بازسازي همه يا اغلب مولفه هاي حيات جمعي پايدار و معنادار بشر و تجمع هاي بشري ملي و بين المللي، با دشواريهائي عملي روبروست كه ممكن است حتي از نگاه برخي ها، ورود به عرصه ناممكن ها يا محالات به نظر برسد. اما به همان ميزان كه حاكميت مطلق و وحدانيت الهي و اقامه داد و ارزشهاي اخلاقي عام، مطالبه اي وجداني و عقلائي به نظر مي رسد، اقامه صلح فراگير براي آحاد بشريت نيز موعود و شايسته مجاهدت تلقي گرديده است.

 رابطه صلح اسلامي و صلح عادلانه چگونه است؟

صلح اسلامي، برايند انديشه اسلام به صلح، مولفه ها، موانع و ابزارهاي تحقق آن غايت و » است كه به دليل عدالت محوري موازين اسلام و نقشي كه به عنوان در تعيين شيوه ها و مجاري تنظيم روابط جمعي دارد، از نظر تحليلي « هدف جلوه اي بارز از تبيين و تصديق گفتمان صلح عادلانه محسوب مي گردد. البته صلح عادلانه، نظريه اي گستردهتر و داراي حمايت بيشتر هم در مكاتب الهي و هم انديشه هاي فلسفي ديگر –در غرب و شرق سياسي و نحل گوناگون – است.

علاوه بر تجلي دادن به تمايل تسليم شدن به خواست و اراده « سلام » ، از نظر اسلام الهي، نمادي از بيان احساس متقابل آرامش خواهي در روابط انسان-انسان است.

برخي مفسرين معتقدند كه مفهوم صلح اسلامي تنها صبغه ايدئولوژيك نداشته و مقيد به شاخص هاي ناشي از آن نيست. چراكه اسلام نه تنها مسلمانا ن بلكه همه بشريت را خطاب قرار داده و سعادت كل بشري را جستجو نموده است.

قرآن همه انسان ها را اعضاي خانواده اي واحد و فرزندان آدم و حوا مي شمارد و اينكه پيامبر اعظم براي هدايت همه ملتها از سوي خدا ماموريت يافته و ك ارويژه وي، اصلاح (صلح سازي) در جهان است. صلح و صلح سازي كه از ذهن ها و فكرها يا اعتقادات آغاز مي گردد و بر شاخص گناه و ايمان استوار است، پرده اي برجسته از فرايند توسعه انساني است. شايد تاكيد منشور يونسكو بر اينكه برايندي از همين نگاه عميق « جنگ ها از اذهان و فكرهاي انسانها آغاز مي شوند » اسلام باشد كه صلح را نخست از درون مي جويد و سپس محيط پيرامون بشر را تحت پوشش قرار مي دهد.

 عدالت به تعبير اسلام، وضعيت تعادل است و اينكه هرچيز جاي خود باشد. پس صلح عادلانه، وضعيتي متعادل، مناسب و متوازن امور است كه در آن همگان از حقوق و حمايت مناسب بهره مند شوند.

جامعه آرماني در نگاه قرآن، دارالسلام يا سرزمين صلح است؛ سرزميني كه در جاي جاي آن و لحظه به لحظه آن، صلح در تمامي سطوح اش –فردي، اجتماعي، دولتي و بين المللي- جاري است. صلح عادلانه در صورتي كه متكي به آموزه هاي اسلام و ديگر اديان الهي باشد، را مي توان برايندي از صلح اسلامي تلقي نمود كه رسالتي فراگير و به گستردگي جامعه بشري دارد.

 آيا صلح را حقي براي بشر مي دانيد؟ چه ابعادي براي اين حق قائل هستيد؟

در سرشت انساني حق بر صلح، نوع بشر به مثابه بازيگري خلاق در فرايند اجتماعي است كه قوه خرد و خلاقيتش منجر به تغيير و تحول در پيرامون خود شده و براي تحقق كمال راستين و هدف غايي خويشتن هر روز به طريقي هنگامه مي آفريند؛ قوه اي كه بر آرمان هاي غايي بشري اشراف داشته و در گيرو دار تحول ها در دامان اين فراگرد، همواره بر ضرورت حفظ اين آرمان ها گوشزد مي كند. حفظ حيات خود بشر از سوي بشر در قبال عده اي ديگر از همين بشر و افزون بر اين، احترام به جايگاه و منزلت نوع بشر در اين جهان خاكي به منزله ارزش راسخ او، در زمره همين آرمان هاي غايي است كه خردورزي بشري بر آن وقوف داشته و بايد در مسير گام نهادن براي تحقق كمال راستين اش بدانها توجه داشته و زمينه ها و بسترهاي آن را فراهم سازد.

الف- تعميم حق صلح نسبت به دولتها

دولت ها نيز به منزله اشخاص حقيقي، آن زمان كه در گستره اي وسيع تر نظير جهان بشري تصور شوند، بازيگراني فعال و خلاق برشمرده مي شوند كه زمام امر يك جامعه را كه بر پايه حاكميت خويشتن با حد و مرز محصور داشته و از ساير جوامع مجزا نموده اند، بر عهده دارند؛ بسته به اينكه اين بازيگران در سناريوي خود را تعريف كرده باشند، وصف « حاكم » آن جامعه يا « مدير » حاكميت به مثابه اشخاص حقيقي مشمول آن متفاوت بوده و نوع رفتارها نيز متمايز مي گردد. اين بازيگر از جايگاه چشمگيري در امر نقش آفريني هم در گستره انسان محوري حق بر صلح و هم در سپهر جهان محوري صلح برخوردار است.

از يك سو، چه در مقام مدير يا حاكم جامعه درون مرزي اش، ناظر بر رفتارهاي اعضاي خود بوده و از اين نظر كه حقِ كنترل و نظارت بر رفتارهاي آن را دارد، بر فراهم سازي شرايط مناسب براي ماندگاري حيات « تكليف » از ديگر جهت آنها و احترام گذاري به منزلت و شان وجودي شان از رهگذر اتخاذ سياست هاي متناسب را دارد. تلكيفي كه به نوعي سخن از ايجاد محيطي امن و آكنده از تامين جاني و حيثيتي مي راند، به ديگر كلام، تكليفي كه بدان سان هم وقوع درگيري ميان اعضاي آن را منتفي سازد و هم از مداخله هاي جوامع مجاور در قلمرو خود جلوگيري كرده و در صورت تعارض منافع و سلايق با آنها، تا سرحد ممكن از ورود به وادي جنگ پرهيز نمايد. بنابراين، هم ميان مردم خود صلح فراهم سازد و هم با جوامع مجاور اش با انديشه هاي صلح مداري به مدارا سر كند.

افزون بر اين، دولت در سپهر جهان محوري صلح نيز بسان انسان محوري صلح در اندرون مرزهاي خود ايفاي نقش مي نمايد. از آنجا كه اين بازيگر جهاني به مثابه بزرگترين و سازمان يافته ترين گروه و عضو جامعه انساني به شمار مي آيد كه با بهره مندي از ابزارهاي گونه گون اجتماعي، اقتصادي و سياسي، مي تواند تاثير و تاثر فراواني بر دنياي بشري بگذارد، در صورت غلبه انديشه هاي صلح محور بر سياست هاي كلانش در عرصه فراملي، مي تواند ياري گر موثري در تمهيد و بسترسازي وقوع صلح در جهان انساني باشد. بدون شك زماني كه غلبه انديشه اي اين بازيگر به شيوه جنگ مداري و سلطه بر جوامع ديگر از رهگذر ابزارهاي قدرت آگين باشد، مسيري براي تكوين و رشد صلح و در نتيجه حاكميت پايدار آن بر جهان بشري وجود نخواهد داشت. از اين روست كه سرشت دولت محوري حق بر صلح به مانند دو روي سكه است كه از يك سو در اندرون مرزهاي خود تاثيرگذار است و از سوي ديگر در عرصه بين المللي(منطقه اي و جهاني).

 نظر نخبگان جهان در مورد صلح عادلانه چيست؟

صلح عادلانه يا صلح مبتني بر عدالت، مقوله است كه در ميان برخي نخبگان جهاني مورد اقبال قرار گرفته است. در گزارش هاي متعددي كه دبيركلهاي ملل متحد در مورد آينده صلح جهاني تدون كرده اند، از جمله دستوركاري براي صلح نيز لزوم همراهي عدالت و صلح مورد تاكيد قرار گرفته است. درك اين ارتباط متقابل، امروزه رو به فزوني است. با اين حال، عدالت را نبايد در خدمت تئوري جنگ بكار گرفت. مجمع جهاني صلح اسلامي برخلاف طرفداران جنگ عادلانه، عدالت را براي خدمت به صلح و دستيابي به وضعيتي مورد توجه قرار مي دهد كه بشر يت آسوده خاطر از جنگ طلبي و جنگ طلبان، همزيستي مسالمت آميز و تعالي بخش را با تاكيد بر ابعاد مادي و معنوي آن تجربه كند، امنيت خود را در پرتو امنيت همنوعان تعريف نموده و كسب نمايد؛ اينكه انسانها نسبت به سرنوشت جمعي احساس مسئوليت متقابل نمايند و از استعدادهاي خود به منظور خيررساني به جامعه بشري بهره گيرند.

 صلح در وضعيت پيشاجنگ و پساجنگ چگونه است؟

در ادبيات حقوق و روابط بين الملل، صلح خواه به عنوان وضعيتي مبتني بر معاهده يا ساير جلوه هاي ارادي بازيگران بين المللي و ملتها و گروهها، اغلب در وضعيت هاي پساجنگ و به منظور نتيجه محسوس خاتمه بخشيدن به درگيريهاي مسلحانه آشكار و شديد بكار مي رود. تشكيل كنفرانس هاي صلح و طي فرايندهاي مذاكراتي راجع به انعقاد معاهدات بين المللي صلح، جلوه گر همين معنا هستند. با وجود كثرت منازعات بين المللي جنگ گونه، وضعيت هاي متعددي از نه جنگ و نه صلح نيز در روابط دولتها و ملتها وجود دارند كه گاه به سمت جنگ و گاه صلح تمايل مي يابند. لاجرم بايد چنين وضعيت هائي را نيز در گستره صلح طلبي قرار داد و به وضعيت نبود جنگ واقعي و عيني اكتفا نكرد.

اصول ده گانه تحقق صلح:

  1. صلح پايدار جهاني بدون عدالت و عدالت بدون صلح قابل تحقق نيست. »
  2. صلح پايدار جهاني در جهاني كه نابرابري، فقر و گرسنگي در آن وجود دارد، تحقق پيدا نمي كند.
  3. هيچ صلحي بدون رد مطلق خشونت قابل تحقق نيست.
  4. هيچ صلحي در جهان بدون به رسميت شناختن حرمت دروني و ذاتي همه ي انسان ها تضمين نمي شود.
  5. هيچ صلحي در دنيا پايدار نيست مگر اينكه بنياد هاي كثرت گرائي اجتماعي به رسميت شناخته شود.
  6. اصل گفتگو در بين اديان بايد بدين منظور اتفاق بيافتد كه آگاهي افراد شركت كننده در گفتگو درباره مسئوليت شان براي حل مشكلات بشريت عمق پيدا بكند نه اينكه حقيقت مشخص شود.
  7. هيچ صلحي پايدار بدون حل مسالمت آميز نزاع ها و جلوگيري از نزاع هاي آينده محقق نمي شود.
  8. صلح پايدار بوجود نمي آيد مگر با آموزش براساس ارزش هاي متعالي انساني وديني.
  9. هيچ صلح پايداري بوجود نمي آيد مگر اينكه زنان در همه ساحت هاي زندگي انساني حقوق مساوي داشته و در آن حضور يابند.
  10. هيچ صلح پايداري بوجود نمي آيد، مگر اينكه به صورت شايسته حقوق اقليت ها به رسميت شناخته شود.

 نقش حقوق بشردوستانه در زمينه صلح عادلانه چيست؟

حقوق بشردوستانه به عنوان بخشي مهم و حياتي از ح قوق جنگ يا حقوق مخاصمات مسلحانه، مجموعه اي از قواعد معاهده اي يا عرفي بين المللي است كه با پذيرش اين واقعيت مسلم كه جنگ در حال حاضر دوشادوش حيات انسان، باقي و استوار مانده است، مي كوشد با وضع مقرراتي حداقل از آلام و رنج هاي ناشي از جنگ تا حدي بكاهد. اين قواعد حقوقي زماني اعمال م يگردد كه جنگ رخ داده باشد و به طور يكسان براي طرفين جنگ صرف نظر از اينكه چه كسي جنگ را آغاز كرده، الزام آور است.

###

سال 2010 میلادی

پیام دست اندرکاران کمپاین صلح

    برگذار کننده گان میله جهانی صلح در افغانستان پیام خویش را در پنج نکته زیر خلاصه، و اعلام می نمایند:

  1. ایجاد شغل: جهت تامین صلح و ایجاد فضایی امن در کشور تنها مبارزه مسلحانه در برابر مخالفین کافی نیست، باید به جای برداشتن سلاح، فضایی فعالیت های اقتصادی باید ایجاد گردد تا آنانی که مستعد به کار اند به جای رو آوردن به جبهه مخالفین به روند بازسازی کشور پیوسته و چرخ نوسازی و بازسازی را به پیش بچرخانند. در حال حاضر این موضوع به یک اصل مبرهن مبدل گشته  و مخالفین صلح و ثبات، از جوانان بیکار، سربازگیری می نمایند.
  2. زدودن فرهنگ جنگ در نسل جوان: دولت به همکاری جامعه جهانی، در فعال سازی راهبرد ها و راهکار های آموزش و پرورش توجه بیشتر نماید. هنوز هم اشباح جنگجویی و جنگ منشی در وجود نسل جوان که آینده به دست آنان است در زندگی روزمره شان وجود دارد. باید دولت مردان ما راهبردی های مفید آموزشی را در نصاب درسی جا بدهند تا بر تفکر عامه، در پیوند با نحو استفاده از تفنگ و زمان استفاده از آن اثر گذاشت و باعث روشن شدن اذهان عامه و مخصوصاً نسل جوان و آینده ساز گردد.
  3. ایجاد پیش زمینه برای صلح: رسیدن به صلح، پیش زمینه های عدالت و مشروعیت قدرت را میطلبد. باید جامعه را به عدالت و اقتدار قانون رهنمایی کرد. دولت باید، به عنوان رهبر این برنامه ها، به یاری جامعه بین المللی، سد راه هرنوع تکرار جنایات قرار گیرد و به شهروندان افغانستان، زمینه های زندگی عادلانه را فراهم سازد.
  4. ایجاد گفتمان: تحکیم صلح و ایجاد یک نظام تضمین کننده صلح، به تامین حقوق بشر و سهم دهی جامعه مدنی در یک گفتمان وسیع صلح سازی نیاز مبرم دارد. تقاضا می شود تا دولت افغانستان و جامعه بین المللی، بر نقش جامعه مدنی در تامین صلح، دقت بیشتر نموده و برای تقویت صلح ازین مجرای مشروع استفاده نماید.
  5. آگاهی دهی صلح: حکومت افغانستان، سازمان های جهانی، جامعه بین المللی، نهاد های مدنی و حقوقی، رسانه ها و نهاد های عدلی در کشور باید با راه اندازی کمپاین ها و برنامه های مفید جهت ایجاد صلح و صلح سازی نقش بسا فعالتری اتخاذ نمایند. از جمله نقش رسانه ها به خصوص رادیو و تلویزیون درین راستا مفید و از اهمیت بالای برخوردار است.  دست اندرکاران برنامه های سیاسی و احزاب نیز باید راه های صلح آمیز رسیدن به قدرت را برگزینند، تا دموکراسی و صلح جوهر اصلی نظام را شکل دهد.

صداقت، فروتني، سادگي، اتحاد، دوست داشتن، شکيبايي، مسووليت پذيري، شادي، تحمل، احترام و همکاري ارزش هاي هستند که روزانه بايد آنها را با خود تکرار کرد و در زندگي آنها را رعايت نمود. به منظور رسیدن به رفاه اجتماعی، عدالت و قانونیت فقط صلح میتواند ما را یاری نماید.

###

سال 2010 میلادی

صلح و آینده

به ارزشهاي زندگي احترام بگذارید و آنها را در زندگي خود به کار بگيرند!

صلح از ذهن انسان ها ريشه مي گيرد؛ هر انساني در يک محيط سالم مي تواند با ارزش هاي زندگي آشنا شود خود و ديگران را دوست داشته باشد، به همه موجودات احترام بگذارد و بياموزد که اجازه ندارد حق حيات و زندگي را از کسي دريغ کند. جنگ نيز از ذهن انسان ها ريشه مي گيرد. بدين ترتيب بايد در همان جا جنگ را خشکاند و به جاي آن صلح، تفاهم، شکيبايي و عدالت را آموزش داد. ما مي دانيم که صلح فقط به معنی نبودن جنگ نيست، بلکه حضور در يک جامعه مدني و سرشار از عدالت، تفاهم و همزيستي، یکديگر پذيري، آزادي و دموکراسي است.

بیست و یکم سپتامبر مصادف است به روز جهانی صلح. ازین روز در سراسر جهان تجلیل به عمل می آید؛ شهروندان افغان که عضو برجسته خانواده قربانی های جنگ های ملی و بین المللی می باشند، خواهان تامین صلح هستند و نیاز مبرم و اساسی به صلح دارند.

تجلیل از روز جهانی صلح، امسال تحت نام شعار “صلح و آینده” از جانب سازمان ملل تعین شده است که موضوع جوانان و پیشرفت در سراسر جهان نیز از محتویات این روز می باشد. روز جهانی صلح که این بار جوانان و پیشرفت را تحت شعاع قرار داده است، پس خوب است که برای جوانان کشور خویش نیز موضوعات زیر را یاد آورشویم:

  • به همه انسانها از هر قوم، نژاد، رنگ، مذهب، و يا هر عقيده، زبان و باور احترام بگذارید.
  • هيچ فرقي بين انسانها نيست. هيچ انساني به خاطر طبقه، نژاد، رنگ و مذهب به انساني ديگر برتري ندارد.
  • همه پيروان اديان مي توانند در کنار هم با شکيبايي و همزيستي زندگي کنند.
  • از هر روش و انديشه اي که موجب جدايي و اختلاف بين پيروان اديان مي شود خودداري و پرهيز کنید.
  • هيچ قومي برتر از قومي ديگر نيست.
  • به هيچ کس اجازه ندهید که قومي را تحقير کند.
  • نبايد انسان ها را بر اساس رنگ چهره شان نامگذاري و يا شناسايي کنید.
  • هر انساني حق دارد که به زبان خود صحبت کند.
  • انسانها به خاطر جنسيت شان برتر و يا مهمتر نيستند.
  • از هر نوع رفتاري که بين دختران و پسران تبعيض قائل مي شود پرهيز کنید.
  • به همه افرادي که در يکي از توانايي هاي جسمي، ذهني و حسي مشکل دارند احترام بگذارید.
  • هيچ انساني را به خاطر معلوليت کنار نگذارید.
  • تلاش کنید که تا با معلولين ارتباط برقرار نمايد و آنها را در فعاليت هاي اجتماعي سهيم کنید.
  • به همه انسان هاي که به سرزمين ما مهاجرت کرده اند و يا پناهنده شده اند احترام بگذارید.
  • از وسايلي که محيط زيست را تخريب مي کند استفاده نکنید.
  • درخت ها را از بين نبرید و آب و هوا را آلوده نکنید.
  • فرهنگ صلح بدون حفظ محيط زيست معنی ندارد.
  • رفتار خشونت آميز نسبت به انسانها و موجودات ديگر نداشته باشید.
  • عوامل خشونت زا را بشناسید و براي از بين بردن آن فعاليت کنید.
  • از دست، پا و مغز خود براي صلح و دوستي استفاده کنید.
  • به هيچ انساني آزار نرسانید.
  • از حرفها، برنامه ها اسباب بازي ها و فيلم هاي که خشونت را تبليغ مي کند پرهيز کنید.
  • صداقت، فروتني، سادگي، اتحاد، دوست داشتن، شکيبايي، مسووليت پذيري، شادي، تحمل، احترام و همکاري ارزش هاي هستند که روزانه بايد آنها را با خود تکرار کرد و در زندگي آنها را رعايت نمود.
  • براي درک نظرات ديگران اشتياق نشان بدهید.
  • به اعضاي خانواده خود و خانواده هاي ديگر احترام بگذارید.
  • همه انسان هاي که در روستا، شهر و سرزمين ما زندگي مي کنند جزو خانواده هستند که ما به آن تعلق داريم.
  • در فعاليت هاي ديگران سهيم شوید و ديگران را در فعاليت هاي خود سهيم کنید.
  • اجازه ندارید به تنهايي براي جمعي تصميم بگيرند و آن تصميم را به ديگران تحميل کنید.
  • براي درک بخش هاي مشترکي که بين انسانها و گروه هاي مختلف وجود دارد تلاش کنید.
  • به همه تفاوت ها و تنوع ها احترام بگذارید. قرار نيست که همه انسانها شبيه هم باشند و مانند هم فکر کنند.
  • از پيشداوري پرهيز کنید.
  • از هر چيزي که ارزش انساني را به خطر مي اندازد بپرهيزید.
  • به ديگران اجازه بدهید که آزاد فکر کنند و کسي را مجبور به پذيرفتن عقايد خود نکنید.
  • آزادي با رعايت عدالت معنی پيدا مي کند. آزادي با عدالت کامل مي شود.
  • براي صلح جهاني تلاش کنید و صلح را مقدم بر هر نوع درگيري بدانید.
  • عشق به انسان ها را تمرين کنید.
  • براي دستيابي به صلح جهاني با فرهنگ ملل ديگر آشنا شوید.
  • ياد بگيرند که راه نجات انسان ها فقط و فقط در سايه صلح و همزيستي است، و بس.

پس بر ما مربيان، معلمان، مراقبان، والدين و علاقه مندان به گسترش فرهنگ صلح است تا بکوشیم موارد بالا را رعايت کرده و همزمان آن را به کودکان و جوانان پيرامون خود آموزش دهيم.