بایگانی جولای, 2015

تحقیر و توهین جامعه مدنی؛ توهین همه شهروندان

جامعه مدنی عبارت از جغرافیایی است که در آن انسان های آگاه و شهروندان مسوولیت پذیر برای ارزش های انسانی، تامین عدالت، حاکمیت قانون و ملت شدن فعالیت میکنند. اصل فعالیت های مدنی از زمان خلقت آدم و هوا آغاز و طی دوره های متعدد تاریخی ادامه یافته و با ظهور اسلام و هجرت پیامبر ما حضرت محمد (ص) از مکه و نام گذاری یثرب به مدینه میتوان سیر تکاملی آنرا بررسی کرد.

میان فعال مدنی و فعالان جامعه مدنی مرز بندی های درشت وجود دارد به گونه مثال ما در افغانستان 30 میلیون نفوس داریم همه ای آنان فعال مدنی اند که به شکل فردی برای تامین عدالت و زندگی انسانی و حاکمیت قانون دادخواهی می نمایند. اما زمان که بحث فعالان جامعه مدنی مطرح میگردد، جمع افرادی که با ساختار های مشخص طبق قوانین نافذه و وضع شده در حوزه جامعه مدنی فعالیت دارند گردیده و به عنوان پل میان مردم و حکومت نقش ایفا مینمایند. این ساختار ها نه انتفاعی اند و نه هم عملکرد شان حزبی و سیاسی است.

تحت چتر جامعه مدنی همه شهروندان جای خویش را به عنوان فعال مدنی و فعالان جامعه مدنی دارند و تافته های جدا بافته نیستند. نهاد های دینی و علما، نهادی های تحصیلی، انجمن ها و اتحادیه های ژورنالستان، هنرمندان، جوانان، زنان، کودکان، نویسنده گان، معلولان، شبکه ها و موسسات که برای حاکمیت قانون، ارزش های انسانی، حقوق بشر، عدالت، حکومت داری خوب و بلند بردن ظرفیت و آگاهی شهروندان از قوانین، مسوولیت ها، مکلفیت ها و مسوولیت پذیری آنان کار میکنند، شامل جامعه مدنی می باشند.

در این اواخر دیده میشود برخی از دوستان آگاهانه و یا نا آگاهانه در مصاحبه ها، نوشته ها و سخنرانی های شان دست به توهین و تحقیر زده و عملکرد فردی برخی از افراد و یا نهاد ها را بر فعالان و ساختار های جامعه مدنی برچسب میزنند. میخواهم با سراحت بگویم عملکرد کبرا که زره بر تن کرد، مرد که در پل سوخته برهنه بر سرک دوید، فرد که بیرون از افغانستان قران را آتش زد و توهین کرد، چند نهاد که در زمان کارزار های انتخاباتی آمدند و از کاندیدان حمایت کردند و یا احمد و محمود که در سایر ولایت افغانستان دست به اعتراض زدند، هیچگونه حمایت ساختار ها و فعالان جامعه مدنی را با خود نداشته اند و در مورد قوانین واضح است.

فعالیت های که طی سال های گذشته در افغانستان انجام شده است، بر اساس نیازمندی ها شامل دادخواهی، آگاهی دهی، ظرفیت پروری، نظارت از عملکرد دولت، امداد رسانی بشری و … بوده است. که قسمت زیاد آن در قالب پروژه ها عملی شده است. در این مرحله گذار و صفحه جدید در تاریخ معاصر ما نیاز است تا آهسته آهسته در کنار پروژه ها پروسه های مبارزات مدنی را نیز ایجاد کرد تا همه شمول بودن فعالیت ها را به یکی از اولویت های مهم جمعی قرار دهیم. البته که بدون امکانات مالی و تخنیکی نمیتوان کاری را بشکل وسیع و همه شمول آن انجام داد. اصلاحات و نهادینه ساختن ارزش های انسانی در افغانستان با در نظر داشت چند لایه بودن و حجم چالش ها نیازمند حرکت جمعی است نه اینکه همه چیز را از چند نهاد، شبکه و چند تن از فعالان مدنی توقع داشته باشیم.

پس از همه شما عزیزان و ورجاوندان میخواهم تا با نقد های سازنده و ارایه راهکار های عملی طبق قوانین نافذه و نفس فعالیت های انسان محور برای اصلاح جامعه و ساختار ها تلاش کرده و با توهین و تحقیر، خویش و دیگران را برچسب بی مورد نزنیم، زیرا باعث ضایع شدن انرژی مثبت ما گردیده و آب به آسیاب دشمن ریختاندن است؛ دشمن که در افغانستان راحتی و کام روایی نمیخواهد.

هشدار فاجعه در راه است!

با تسلیت بر روح پر فتوح شهدای آزادی و انسانیت و آرزمندی شفای عاجل و کامل برای زخمی شده گان سرزمین من؛ شما ورجاوندان که با سپر کردن سینه های تان در هلمند، بدخشان، قندهار، قندوز، ارزگان، میدان وردک، غور، نورستان، کنر، غزنی و تمامی جغرافیایی افغانستان با هویت های متنوع بدون در نظر داشت رنگ، زبان، مذهب، جنسیت و خط کشی های حزبی و قومی فضایی امن و راحت زندگی کردن را برای ما رقم میزنید. افتخار میکنم برای تان و شرمسارم از اینکه نمیتوانیم آنچنان که شایسته است حمایت تان نمائیم.

حکومت وحدت ملی با زیر پا نمودن قانون اساسی بر اساس توافق نامه سیاسی خلاف همه ارزش ها از اول شکل گیری تا حال بجای اینکه طبق وعده های داده شده شان در زمان کارزار های انتخاباتی بپردازند، مصروف زد و بند ها درونی بوده، با برخورد های سلیقوی و مانور های سیاسی با قضایا هنوز هم شعار میدهند، بر یکدیگر مانور اجرا میکنند و با شعار های درون خالی میخواهند مردم را فریب دهند.

یکی برای پنج هزار سال افتخار میکند، بدون اینکه بداند این سرزمین تا روز قیامت خواهد بود اما طی چند هزار سال گذشته بجز رنج، غم، قربانی، زندگی توام با محرومیت ها چیز دیگر به عنوان افتخار نداشته ایم و اگر اینگونه پیش برویم همان دور باطل را طی خواهیم کرد که جز از بدبختی، نیک بختی در آینده نیز نخواهیم داشت. دیگری بجز از تشریفات و گله مندی و اعتراضات به حد حرف کار دیگری ندارد. معاونین جنابان بجای اینکه برای حل معضلات و چالش ها بپردازند همه روزه گله دارند که حکومت این کار را نکرد و آن کار را نکرد. معاون اول میرود با عطا ائتلاف میکند و ملیشه میسازد، معاون دوم در فیسبوک خود از عدم هماهنگی ها میگوید، معاونین ریاست اجرائیه و معاون سوم (ضیا مسعود) بجز از کار های تشریفاتی و عملکرد سمبولیک کاری دیگر بلد نیستند و ادعا دارند که از وحدت ملی هیچ نشانه در این ساختار وجود ندارد. در نهایت نمیدانند آنانی که باید تغییر مثبت را بوجود بیاورند خود این نا فهمان اند نه کسی دیگر که از آسمان بیاید و با چوب دست داشته خود برای ما راه را نشان دهد.

با شرایط و وضعیت فعلی که قانون اساسی تعطیل است، هر سه قوه خلاف قانون اجرای وظیفه میکنند، قوانین نافذه نقض میگردد، اردوی ما توسط سرپرست ها مدیریت میشوند و تعهدات ما به میثاق های بین المللی به حالت تعلیق اند نیاز است تا بجایی حرف و عوام فریبی کار عملی را آغاز و نان را روی دسترخوان شهروندان کشور برگردانید، امنیت و مصوونیت جانی و مالی مردم را تامین نمائید، و بجایی برخورد های سلیقوی جایگاه و مقام تانرا درک کرده و بر سرنوشت مردم بازی نکنید. تهدیدات امنیتی به حد بالای وجود دارد که با عروسک بازی نمیتوان آنرا دفع کرد.

پروسه صلح را که حکومت روی دست دارد بجز از بدبختی و نا امنی چیز دیگر را به ارمغان نخواهد آورد، این روند دقیقاً همان گونه است که داکتر نجیب الله در ماه های آخر حکومت خویش از آن حمایت میکرد و برایش لابی می نمود که در نهایت سرش را بالای دار برد. نیاز است از مفاد موافقت نامه های امضا شده با کشور های جهان با در نظر داشت بعد مالی، تخنیکی و دیپلوماتیک آن استفاده کرده و شرایط را نگذاریم از این بد تر گردد. در حال حاضر حکومت داران ما آهسته آهسته بنابر عدم فهم سیاسی از شرایط و عدم بیرون شدن از حلقات حزبی، قومی و گروهی خویش آگاهانه و یا نا آگاهانه مردم را بر دم تیغ و پرتگاه فراموشی صد ساله قرار میدهند.

شهروندان با درک؛ نگذارید یک بار دیگر محرومیت ها، بدبختی ها، جنگ ها و زد و بند های سیاسی سرنوشت مشترک ما و فرزندان ما را به عقب برگرداند و ما برای صد سال دیگر فراموش جهان شده و هیزم سوخت جنگ همسایه گان و استخبارات جهان گردیم. یعنی نباید بگذاریم که افغانستان فلسطین دوم گردد و بجایی یک اسرائیل چند اسرائیل حاکم سرنوشت ما گردند. همچنان جوانان با درک و روشنفکر بجایی اینکه فرار را بر قرار ترجیح بدهیم، بیائید دست به دست هم داده برای ارزش های انسانی مبارزه نمائیم و دین ایمانی و وجدانی خویش را ادا سازیم.