بایگانی دسامبر, 2014

صلح پایدار؛ پایداری افغانستان در دهه تحول!

جهت رسیدن به صلح پایدار (صلح توام با عدالت) در کشور نیاز است تا بر اساس یک برنامه همه شمول، هدفمند و دراز مدت که در نهایت منتج به رفاه عامه و عدالت گردد، حرکت و تلاش شود.

اولین گام به منظور رسیدن به صلح فراگیر بودن آن می باشد؛ تمام اقشار و بخشهای جامعه باید در پروسه اعمار صلح شامل باشند زنان، مردان، جوانان، پیران، همه گروههای قومی، رهبران دینی، سازمانهای غیر دولتی و بالاخره میانه رو ها و افراطی ها. در صورت که پروسه صلح همه شمول و جامع نباشد، مشروعیت آن مورد سوال بوده و منتج به صلح پایدار نخواهد شد.

اعاده اعتماد میان تشکل ها و شهروندان در قلب اعمار صلح قرار دارد. نخست، همه اطراف ذیدخل باید به یک پروسه صلح اعتماد نمایند که از طریق آن در مورد صلح مذاکره و بحث شده بتواند و در گام دوم، اعتماد باید بین مخالفین گذشته و گروه های مختلفی که با همدیگر در جنگ های داخلی قرار داشتند/دارند ایجاد و احیا شود. البته طرف سوم یا میانجی ها میتوانند نقش محوری را درین پروسه ایفا نمایند.

اطلاع گیری و اطلاع دهی از جانب یک کمیسیون مختلط جامعه مدنی، رسانه ها، احزاب و حلقات روشنفکری به مثابه ناظر نقش خیلی مهم را در مراقبت فعالیت ها و ابتکارات متنوع اعمار صلح، خاصتاً مذاکرات میتواند ایفا نماید. نظارت و دیده بانی بی طرف و حقیقت گرا اطمینان خواهد داد که مسائل کلیدی و مورد علاقه ( قانون اساسی، حقوق بشر، حقوق زن، عفو و بخشودگی، نقش خانواده ها و جامعه در توحید بخشی و الحاق مجدد جنگندگان سابقه و غیره) در جریان اعمار صلح سراسری به باد فراموشی گرفته نشود. اعمار صلح باید بر حقایق و واقعیت های موجود استوار باشد.

تطبیق برنامه عدالت انتقالی و رد معافیت میتواند باعث تامین عدالت و شفافیت در پروسه گردد. افراد که در گذشته مرتکب جنایات و تخطی های جدی حقوق بشر شده اند، نه تنها اینکه از معافیت و بخشودگی برخوردار اند بلکه از فعالیت های جرمی شان نفع میبرند و حتی در امور حکومتی مشارکت دارند. در جریان اعمار صلح، صلح یک روی سکه است در حالیکه عدالت روی دیگر آن و صلح درازمدت بدون عدالت و حسابدهی ممکن نیست. پس برای افغانستان مهم است که یک راهکار مناسب عدالت انتقالی در عمل را درست نماید که شامل حقیقت گویی، حقیقت یابی و بررسی صادقانه گذشته باشد.

در حال حاضر انواع مختلف فعالیت ها و ابتکارات جهت رسیدن به صلح از جانب دولت، جامعه مدنی، جامعه جهانی، احزاب، حلقات روشنفکری، رسانه ها و … وجود دارند و این فعالیت ها بدون شک در آینده افزایش خواهند یافت. نیاز است تا ابتکارات و فعالیت ها منسجم و هماهنگ به پیش برده شود تا ما بتوانیم نتیجه گرفته و متاثر از فعالیت های تکراری نشویم.

تربیه و آماده کردن رهبران آینده (رهبرانی که از صلح در برابر منازعه و جنگ پشتبانی کنند) از مهمترین نیازمندی ها به حساب میاید زیرا صلح سازی یک جریان درازمدت است، که غالباً نسل ها را در بر میگیرد. باید تعلیمات عامه و بالابردن آگاهی عامه در اولویت قرار گیرد. آموزش و پرورش و برنامه های تحت پوشش قرار دادن مردم به شکل واقعی آن باید انکشاف داده شوند، تا بخش وسیع از نفوس جامعه به شمول جمعیت ها، جوانان، زنان، بزرگان، علما و … از مسائل اعمار صلح آگاهی یابند. رسانه های مستقل میتوانند نقش حیاتی را در این راستا ایفا کرده در زمینه آموزش و پرورش و دخیل ساختن خبرنگاران در مسائل مربوط به اعمار صلح سهم بگیرد.