بایگانی دسامبر, 2013

2014 آغاز افغانستان نوین!

 “برای دست یابی به موفقیت باید بیشتر از دیگران بدانیم؛ بیشتر از دیگران کار کنیم و کمتر از دیگران توقع داشته باشیم”

 در این اواخر بنابر برخی حقیقت ها و نارسایی های مدیریتی دولت و اپوزیسیون، بخش بزرگتر هم راه اندازی افواهات و جنگ روانی کشور ها، حلقات سود جو و استخبارات منطقه و جهان در برابر مردم ما، چنان خبر های پخش میشود که گویا سال 2014 قیامت برای افغانستان باشد.

 آنان که هنوز فکر میکنند افغانستان کشور بی صاحب است و هر زمان که خواسته باشند مثل گذشته از در وارد و از دریچه خارج شوند و این سرزمین را به بازی بگیرند حقایق و شرایط کنونی ما را درک نکرده و مطالعه دقیق ندارند. طی سال های گذشته ما دست آورد های زیاد داشته ایم چون قانون اساسی، دها قانون نافذه در بخش های خاص، داشتن سه قوه که شکل دهنده دولت هستند، حکومت داری، حاکمیت قانون، جامعه مدنی، جوانان تحصیل کرده و آگاه، حلقات روشنفکری، رسانه ها، آزادی بیان، تجربه دیموکراسی، حمایت جامعه جهانی، تامین روابط ستراتیژیک با کشور های جهان، دسترسی به تکنالوژی و امکانات مدرن ارتباطات، سرمایه گذاری و فعالیت های اقتصادی و دها مورد دیگر که بقایی ما را تضمین میکند.

 ما طی 12 سال گذشته با آنکه به پختگی کامل نرسیده و در بسیاری موارد خامی و ضعف خود را داریم، اما آموزش و تجربه ها باعث شده تا شعور سیاسی و درک مردم ما برای تعین سرنوشت شان حتی در دور دست ترین روستا ها بلند برود. امروز دیگر سیاست های ناکام و بیکاره تفرقه بی انداز و حکومت کن در کشور رنگ باخته و کارآیی ندارد، امروز ما به سطح جهان دارای یک هویت شناخته شده هستیم و هیچگاه اجازه نمیدهیم تا دیگران بر سرنوشت ما تصمیم گیری نمایند. با در نظر داشت تامین روابط انسانی با ملت های منطقه و جهان امروز مردمان غیر نظامی، پالیسی سازان و حلقات روشنفکری که تحت تاثیر مستقیم استخبارات و نظام های مستبد قرار ندارند از مردم ما حمایت کرده و تا بحال چندین پالیسی و سند در سطح سارک، سازمان کشور های اسلامی و … به سطح منطقه و جهان در بخش جوانان، زنان، علما و دولت ها ساخته و عملی می باشد،که در همه جایگاه افغانستان و مردم آن مشخص و معین است.

 اما 2014؛ از نظر من این برهه از تاریخ برای افغانستان آغاز جدید می باشد که ما باید هوشیارانه با حس مسوولیت پذیری و فکر ملی گام به آینده بگذاریم. ما در 10 سال آینده در ده تحول قرار داریم که برای کشور ما و آینده ما سرنوشت ساز است، در این مدت کشور های جهان تعهدات مالی و تخنیکی در بخش حکومت داری، حاکمیت قانون، سرمایه گذاری و تشبثات اقتصادی، تجهیز و تقویت سکتور امنیتی ما و دها مورد دیگر برای افغانستان دارند که باید آگاهانه و به صورت موثر آن مدیریت گردد.

کشورها و حلقات مخالف، که ثبات در افغانستان را به ضرر شان میدانند دست به جنگ روانی زده و میخواهند تا مردم ما را سراسیمه ساخته و خود جای پا پیدا نمایند، تلاش دارند تا با گرم کردن تنور قوم، زبان، مذهب، جنس و … به مداخلات شان ادامه داده و با سرنوشت و منافع ملی ما بازی نمایند؛ تعداد از افراد، رسانه ها و حلقات کوچک آگاهانه و یا هم ناآگاهانه به آسیاب دشمن آب میریزند، با اطمینان گفته میتوانم که این تلاش ها به نتیجه نرسیده و به جز از پشیمانی نتیجه دیگر ندارد. زیرا حال دیگر امپراتوری که آفتاب در آن غروب نمیکرد وجود ندارد و هیچگاه هم این گونه امپراتوری ها شکل نمی گیرند.

 میخواهم نگرانی ها را در سه بخش لست کنم و پیشنهاد نمایم تا دولت و پالیسی سازان ما این موارد را در نظر داشته و با آن به سطح ملی و بین المللی برخورد منطقی نمایند:

 1) در جریان و پس از 2014 یک مقدار با مشکلات امنیتی روبرو خواهیم بود آنچنان که در این روز ها شاهد هستیم اما مطمئن باشید که وضعیت خیلی بد نخواهد بود و بار دیگر تجارب تلخ جنگ های تحمیلی دیگران بنام داخلی را تجربه نخواهیم کرد، زیرا ما اطمینان بالای توانایی های سکتور امنیتی و درک مردم خود را داریم و مدافعان این مرز و بوم توانایی حفظ کشور شانرا دارند.

 2) از لحاظ اقتصادی و اشتغال با مشکلات میان مدت روبرو خواهیم بود زیرا پول های باد آورده دیگر کمتر شده و نیاز مندیم تا اولویت های اقتصادی خویش را دسته بندی نمائیم و روی یک پلان عملی، مطابق با نیازمندی ها، موثریت و مثمریت آن به جلو برویم. و به قول شکسپیر برای دست یابی به موفقیت باید بیشتر از دیگران بدانیم؛ بیشتر از دیگران کار کنیم و کمتر از دیگران توقع داشته باشیم. و

 3) حفظ دست آورد های یک دهه گذشته که در تاریخ ما بی سابقه می باشد و به حیث خطوط سرخ مطرح هستند مثل قانون اساسی، حقوق بشر، دیموکراسی، حقوق زن، آزادی بیان و حرکت های مدنی در پروسه های گذار و رسیدن به صلح که از آنان یک قدم هم عقب نمیرویم.

 در حال حاضر نیاز است تا جوانان، حلقات روشنفکری، پالیسی سازان، جامعه مدنی، رسانه ها، علما و نهاد های اکادمیک به صورت آگاهانه دست به آگاهی دهی و روشنگری افکار عمومی زده و مردم را بسیج نمایند تا در پروسه گذار سیاسی و انتخابات پیشرو به شکل وسیع و هدفمند سهیم شده و کشتی طوفان زده خویش را به ساحل نجات رسانند.

اقلیت های مذهبی و اجتماعی باید حمایت شوند !

 در پیش‏نویس قانون انتخابات یک کرسی برای شهروندان هندو و سیکهـ در مجلس نمایندگان در نظر گرفته شده بود؛ اما بعد از تصویب و توشیح این قانون دیده شد که کرسی یاد شده حذف گردید. حذف کرسی اقلیت هندو و سیکهـ از قانون انتخابات معنای فراموش شدن و خاموش کردن صدای برحق این اقلیت دینی محسوب می شود.

این تصمیم شورای ملی، با تمام اصول و هنجار های حقوق ملی و بین المللی مخالفت دارد. با اینکه ماده 22  قانون اساسی صراحت دارد که “هر نوع تبعیض و امتیاز بین اتباع افغانستان ممنوع است” اما دیده می شود که قانون اساسی همواره از سوی دولت نقض شده و هیچ‏گاه توجهی به خواسته های قانونی و مطالبات اساسی شهروندان افغان صورت نگرفته است.

شهروندان هندو و سیکهـ در تمام افتخارات و دست آورد های این سرزمین شریک هستند و در فراز و فرود های تاریخی آن در کنار سایر اقوام و شهروندان رنج دیده کشور حضور داشته اند و از هیچ نوع سعی و تلاش در راستای تحقق ارزش های دموکراتیک دریغ نورزیده اند.

هرگاه مکث بر تاریخ و گذشته افغانستان درمیابیم که سلطان محمود غزنوی جهت پیشبرد بهتر امور دستگاه سلطنتیش از خدمات نند لال گویا بهره مند گردید و او را به صفت منشی دربار مقرر داشت. نند لال گویا دیوان غنامند با اشعار صوفیانه به زبان های دری و پنجابی دارد. متاسفانه در خانواده فرهنگیان افغان ازین شاعر هندو هرگز یادی نشده است.

احمدشاه درانی 1747-1773 زمان فتح یک قسمت خاک هندوستان آن وقت، یک تن از هندوان نامور قندهار (کابل مل) را به حکومت لاهور منسوب کرد.

بعد ها امیر عبدالرحمن خان 1880-1901 در اداره کابل، سده نند افسر نظامی را که از مکتب حربیه فارغ گردیده بود، قوماندانی قطعه تشریفات دارالسلطنه را محول کرد که اولاد های آن افسر نظامی تا حال متخلص و مشهور به «نظامی» اند. همچنان رام چند کپور به حیث مستوفی ولایت هرات مقرر گردید که در جریان دوره کاری خویش مسجدی را بنا کرد که تا حال به نام مسجد مستوفی مشهور است.

رویهمرفته تا فرجام امارات امیر حبیب الله خان، افرادی سرشناس هندو، به برخی کار های دیوانی موظف گردیده اند، اما این اقلیت مذهبی هیچگاهی از اصل تساوی حقوق شهروندی بهره مند نبوده است.

شاه امان الله در سال 1919 میلادی زمان که به سلطنت رسید فضای زیست را برای مردم کشورش مساعدتر ساخت تا با پروبال بازتر زنده گی نمایند. برای نخستین مرتبه در مکاتبی رسمیی که اطفال هندو به تعداد بیشتر شمولیت داشتند، موازی به تدریس سایر مضامین، برای آنها فراگیری زبان مادری هندی و پنجابی و دانایی آیین هندو نیز ترویج یافت.

طی سال های 1985 تا 1990 دوصد هزار فامیل هندو و سیکهـ در افغانستان و در ولایت های مختلف زیست داشتند، اما در حال حاضر تا 700 فامیل که تعداد شان به کمتر از ده هزار تن میرسد در افغانستان حضور دارد. تحولات سیاسی، جنگ های داخلی، محرومیت از حقوق شان، عدم حمایت های قانونی،  نا امنی های سراسری و مهاجرت های اجباری باعث شده تا این اقلیت صرف در ولایت های کابل، ننگرهار، غزنی، هلمند، قندهار، کندز و مزارشریف زندگی‏کنند که با چالش های فراوان از سوی دولت مردان و زورمندان در حال حاضر نیز دست به گریبان هستند.

هندو ها و سیکهـ ها شهروندان این سرزمین اند و مطابق قانون، از تمام امتیازات قانونی برخوردار هستند. آنان از جمله اقلیت های هستند که همواره از سوی حکومت ها مورد بی مهری قرار داشته و به هیچ یک از خواسته ها و مطالبات آنها رسیدگی نشده است. دولت افغانستان مکلف است هر چه زود تر صدای خاموش این اقلیت به حاشیه رانده شده را بشنود و به خواسته های آنها رسیدگی کند. فرزندان این اقلیت از عدم دسترسی به معارف و تحصیلات عالی رنج برده و ممانعت های گسترده آموزشی بر سر راه آنها وجود دارد بنابرین حکومت باید برنامه های را برای دسترسی آنها به سواد، آموزش و پرورش و تحصیلات عالی روی دست گیرد. برگزاری مراسم آتش‏سپاری میت آنها چالش است که همواره مورد مزاحمت و بی حرمتی قرار میگیرد. زمین های غصب شده و جایداد های از دست رفته این شهروندان باید به آنها مستردگردد و همچنان بیکاری و بی سرپناهی از موارد است که باعث فرار و مهاجرت ها میگردد.

با تبعیض مثبت و سپردن یک کرسی در ولسی جرگه که البته کرسی 250 می باشد و سبب حذف و یا تلف شدن حق دیگران نمیگردد، برای رفع مشکلات این اقلیت و سهیم ساختن بیشتر آنان در ساختار از یک جانب میتوانیم زمینه بازگشت شهروندان هندو و سیکهـ ما که مهاجر اند و علاقه به سرمایه گذاری و زندگی در کشور شانرا دارند مهیا سازیم، و از جانب دیگر میتوانیم حمایت و مصونیت قانونی و قانون گذاری را برای شان مهیا نمائیم تا در آینده با در نظر داشت پروسه های دموکراتیک و ارزش های انسانی و حقوق بشری تبعیض های ساختاری و مذهبی را محو و نابود سازیم.

دولت، نهاد های مدنی، حلقات روشن فکری، رسانه ها، احزاب و افراد ترقی خواه باید بر علیه هر گونه تبعیض ساختاری و مشارکت سیاسی اقلیت ها و گروه های اجتماعی با در نظر داشت پروسه های دموکراتیک و قوانین نافذه کشور اقدام به دادرسی کرده و حق را به حق دار بسپارند، تا باعث جلب اعتماد بیشتر مردم به خصوص اقلیت ها اجتماعی بالای ساختار ها شده و فضایی زیست با همی و مشارکت همگانی در پروسه های رفاهی را در افغانستان عزیز شاهد باشیم.

ماخذ: استفاده از منابع و معلومات انترنتی.