بایگانی ژوئن, 2013

عوامل افزایش فساد اداری و راه مبارزه با آن

اگر وضعیت کنونی افغانستان را مطالعه نمائیم تاثیرات منفی فساد اداری را بالای روابط ما با جهان و بالای چرخه پیشرفت و ترقی خویش به وضاحت دیده میتوانیم. هر گاه روی ریشه ها و تاثیرات فساد اداری بر امور سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در بخش های خصوصی و عمومی مکث شود عوامل از این دست در شکل گیری فساد اداری طی چند سال نقش بزرگی داشته اند.

1) عدم تطبیق قانون؛ 2) سیاسی شدن نهادهای عمومی؛ 3) فقدان دسترسی به اطلاعات که یکی از عمده موانع در راستایی حکومت داری خوب، مبارزه با فساد، شفافیت و حسابدهی به شمار میرود. 4) دسترسی به معلومات شهروندان را بیشتر حس ملکیت داده و در اصلاح دخیل میسازد؛ 5) فقدان سیستم های تضمین کننده شفافیت، پاسخگویی و مسوولیت پذیری در برنامه ریزی و اجرای بودجه؛ 6) فقدان راهکار های لازم در بخش عمومی که قادر به انتقال خواسته های عمومی و شکایت های خصوصی مردم به ادارات و نهاد های ذیربط باشند؛ 7) فقدان میکانیزم های درونی و اجتماعی به منظور کنترول و نظارت کیفی بر ارایه خدمات؛ 8) سو استفاده در کاربرد و تفسیر قوانین و مقررات در چارچوب نهادها و ادارات دولتی؛ 9) فقدان راهکار های درونی به منظور تضمین شفافیت و پاسخگویی در طرح و اجرای سیاست های عمومی؛ 10) عدم  وجود تحرک و انگیزه در میان کارکنان بخش دولتی به خاطر فقدان سیستم های حمایوی کار و کارگر؛ 11) فقدان مشارکت و آگاهی کارکنان و مستخدمین دولتی از معیارهای سیاستگذاری و مدیریت نتیجه گرا در ارایه خدمات عمومی و وجود سیستم قضایی ناکارآمد.

 گاه ما کمر در امر مبارزه با فساد اداری بسته و دنبال راه حل و شیوه های مبارزه جهت کاهش و در نتیجه از بین بردن فساد اداری باشیم با استفاده از برخی اصلاحات و ایجاد تغییرات مثبت در ادارات میتوانیم به هدف خویش دست یابیم.

1) کاهش پیچیدگی های سیستم اداری؛ بهترین اقدامات مقابله با فساد نیاز به کاهش پیچیدگی های سیستم های اداری و ساحه اختیارات افراد در ارایه خدمات عمومی می باشد. 2) ایجاد انگیزه در کارمندان؛ اقدام ضروری دیگر در راستای پیشگیری از فساد اداری ایجاد انگیزه در کارمندان است، این عمل در جای که معاش و امتیازات کارمندان بخش عمومی پائین است و فساد به عنوان راهی برای معیشت زندگی شخصی شناخته می شود نتایج مهمی به همراه خواهد داشت. همچنان ایجاد اعتماد و اطمینان از شرایط کاری بر اساس شایسته سالاری در آینده خود باعث کاهش فساد اداری میگردد. 3) ایجاد سیستم شفاف همکاری بین مردم، رسانه های جمعی، سکتور خصوصی، جوانان، نهادهای مذهبی، قوای سه گانه دولت در سطح ملی، ولایت ها، روستا ها و نهادهای جامعه مدنی در راستای مبارزه و مهار فساد اداری. 4) همکاری دو جانبه و چند جانبه بین نهادها، دریافت کنندگان خدمات دولتی، رسانه ها، نهاد های جامعه مدنی، و تشکل های مردمی در سطوح ملی و بین المللی به منظور آموزش شهروندان و افزایش آگاهی عمومی و مشارکت فعال قربانیان فساد اداری در مبارزه بر علیه فساد اداری. 5) همکاری کشور ها و موسسات بین المللی به منظور توسعه سیستم های قانونی منطقوی و بین المللی که کشف پولهای تلف شده در اثر فساد اشخاص و دولت را دوباره تسهیل نموده و افراد را به پنجه قانون بسپارند. 6) همکاری رسانه های بین المللی و موسسات بین المللی به منظور افزایش آگاهی عمومی و حمایت سیاسی از اعمال راهکارهای قانونی بین المللی که به مهار پول شویی و کشف و تادیه اعتبارات تلف شده در افغانستان کمک می کند. 7) تهیه و به اجرا گذاشتن هر چه عاجل قانون دسترسی به اطلاعات؛ البته حکومت باید اطلاعات خود را با رسانه ها و جامعه مدنی در زمینه  فساد اداری شریک ساخته تا از این طریق شهروندان افغان از عملکرد دولت در راستایی مبارزه و جلوگیری آگاهی حاصل نمایند.

سفید یا سه رنگی

پس از حرف ها و کشمکش ها میان حمایت کننده های بین الملی، دولت افغانستان، اپوزیسیون، نهاد های مدنی، رسانه ها و … بر سر ایجاد آدرس برای طالبان در قطر سر انجام یک دفتر به صورت رسمی تحت عنوان (دفتر سیاسی امارت اسلامی افغانستان) با بر افراشتن برق طالبان گشایش یافت؛ که گشایش به شیوه انجام شده ما را صاحب دو دولت در یک قلمرو می سازد.

گروه های مخالف مسلح، دولت کابل “جمهوری اسلامی افغانستان” را دست نشانده میخوانند و بار های تاکید کرده اند که با شورای عالی صلح و نماینده گان حکومت گفتگو نخواهند کرد اما برعکس با امریکا به صورت مستقیم وارد مذاکره میشوند. با گشایش دفتر طالبان در دوحه این خواست آنان از جانب امریکا پذیرفته شده است.

دومین خواست طالبان آزادی زندانیان آنان از گوانتانامو و سایر زندان های تحت کنترول امریکا می باشد. کشور ها و افراد دخیل در پروسه با مصروف ساختن مردم روی نام و نشان طالبان در قطر میخواهند، چندین تن از زندانیان را بدون محکمه و یا اخذ تعهد از عدم تکرار جنایات گذشته به صورت پنهانی آزاد ساخته و بر بستر عیش و نوش قطر بخوابانند.

امریکا با شعار مبارزه با تروریزم وارد عمل شد؛ اما حال خود از پشت دهشت افگنان سر بیرون می آرد یک بار شنیده بودم که سیاست ماننده یک سکه است که یک روی آنرا میتواند دید اما روی دیگر بدست معامله گران و سود جویان است. امریکا تنها در حد شعار ماننده حقوق بشر، حقوق زن، آزادی بیان، حاکمیت قانون و … حلقات روشنفکری و نهاد های مدنی را سرگرم نگهداشته و خود در خلوت امارت می سازد.

اما یک سوال که مطرح میگردد این است که چرا قطر میزبان مذاکرات صلح کشور های در حال منازعه می باشد و چرا علاقه دارد به میانجیگری؛ سودان، سوریه، فلسطین، لبنان، یمن و حال افغانستان بپردازد؟ ولی تجارب که از میزبانی قطر و دستآورد دیگر کشور ها میتوان گرفت این است که سودان تجزیه گردید؛ وضعیت سوریه، لبنان، یمن و فلسطین هم معلوم است بحران عمیق تر شده است و سرنوشت ما هم معلوم نیست.

قرار معلوم هرگاه به همین شیوه پروسه به پیش برده شود در نهایت ما شاهد یک حکومتی خواهیم بود که ماننده نشست بن اول تقسیم شده میان چند گروپ، استوار بر مصلحت، فاقد برنامه کاری اداری و سیاسی، از دست دادن دستآورد های چند سال اخیر و در نهایت باید همه چیز را از اول آغاز گر باشیم.

میخواهم در این برهه سرنوشت ساز به صفت یک شهروند افغانستان بالای تمام شهروندان با احساس کشورم به خصوص جوانان عزیز صدا بزنم، که لطفاً با پروسه ها و تحولات عاقلانه با هوشیاری و زیرکی برخورد کرده و خود را مصروف ویروس های که از جانب بیگانه ها بنام قوم، زبان، مذهب، واژه ها و … پخش میشود، نساخته و خود آینده را رقم بزنید. این کشور به ما نیاز دارد و هیچگاه دیگران نمیتوانند ما را به رفاه برسانند.

دو رهبر پشت ميز صلح خندان
دو بيرق بر سر گور دو عسكر

اجماع ملی بر اساس برنامه نه تقسیم قدرت

اجماع؛ با نزدیک شدن انتخابات و یا برنامه های کلان که همه شهروندان افغان از آن متاثر میشوند، افراد، گروه ها و نظام ها با راه اندازی سر و صدا های بنام اجماع ملی، مشارکت ملی و مصالحه ملی تلاش میکنند تا بر اریکه قدرت بیشتر تکیه زده و امتیاز گیری نمایند.

اجماع و یا اتفاق نظر داشتن روی یک پلان همه شمول که شامل رفاه و ترقی افغانستان گردد، منافع عموم شهروندان را تضمین نماید، با در نظر داشت شرایط و نیازمندی های ما عملی باشد و تعهد برای اجرایی کردن آن سپرده شود، مورد قبول و تائید مردم است. اما هر گاه اجماع بر اساس تقسیم قدرت، منفعت اندیشی های فردی، گروهی و حزبی، مصلحت اندیشی برای حفظ قدرت و انحصار قدرت باشد، جفا در برابر مردم و آینده کشور، نقض قوانین نافذه و بی اعتبار ساختن ساختار های دیموکراتیک بوده و تکرار تجارب تلخ گذشته خواهد بود.

اولین اشتباه ساختاری و یا اجماع بر سر تقسیم قدرت نشست بن اول بود، با تاسف بجای مردم سالاری، حکومت داری خوب، حاکمیت قانون، شایسته سالاری و … ما شاهد سو استفاده از قدرت به شکل فردی و گروهی هستیم. امروز ما با یک دولت ضعیف، فساد اداری گسترده، قوم گرایی و دها چالش دیگر دست و گریبان می باشیم.

سو استفاده گروه ها و نظام ها از پسوند های اسلامی، ملی، دیموکراتیک، آزاد و مردمی در گذشته و حال باعث شده تا زیر بنا ها و ساختار های اجتماعی و ملی ما را در داخل کشور، منطقه و به سطح بین المللی ضعیف و حتی نابود سازد.

پس در این مقطع از زمان باید مردم ما با هوشیاری کامل و زیرکانه با انتقال سیاسی- امنیتی و همچنان گذار از دهه تحول برخورد کرده تصمیم بگیرند که در پروسه انتخابات آگاهانه شرکت کرده و رای شانرا به نفع شخصی بکار برند که در آینده پشیمانی به بار نیاورد.

19 جون 2013

انتخابات آینده نیازمند تضمین امنیتی و شفافیت پروسه

انتخابات ریاست جمهوری سال 1393 خورشیدی نیازمند تدابیر بهتر امنیتی است و در حال حاضر توانایی نیروهای افغان برای تامین امنیت این رویداد با شک نگریسته می‌شود، از همین‌رو برای برگزاری انتخابات آزاد، عادلانه و شفاف در کشور و نیز برای به آزمایش گرفتن ظرفیت‌های نیروهای امنیتی افغان، ماموریت تامین امنیت از سوی نیروهای بین المللی در هنگام این انتخابات ضروری پنداشته می‌شود. قابل یادآوری است که در باره بی‌طرفی و حرفه‌ ای بودن رهبری نیروهای امنیتی افغانستان نیز باید اطمینان بدست آید تا برای تامین انتخابات‌ ریاست جمهوری و پارلمانی در آینده از سیاسی شدن نیروهای امنیتی افغانستان جلوگیری گردد.

نیروی های امنیتی ملی و بین المللی در هماهنگی با هم، زمینه را برای تامین امنیت پروسه انتخابات و دسترسی شهروندان به مراکز رای دهی فراهم نمایند. و از جانب دیگر دولت تمام تدابیر جدی تامیناتی را برای برگزاری یک انتخابات سالم، قانونی و شفاف در وقت مقتضی اتخاذ نماید.

از جانب دیگر؛ تعیین و تقرر افراد با کفایت، با تجربه، پایبند به ارزشهای دموکراتیک ومتعهد به منافع ملی کشور به سمت کمیشنر های کمیسیون مستقل انتخابات، و کمیسیون رسیدگی به شکایات انتخاباتی میتواند شفافیت و فراگیر بودن انتخابات را تضمین نماید.

حفظ دست آوردهای دموکراتیک جامعه و دولت افغانستان در هر پروسه ای سیاسی و انتقالی یکی از پایه های تضمین عدالت در کشور است. دولت افغانستان در هیچ مذاکره و مصالحه نباید با قربانی کردن این ارزش ها که به بهای خون هزاران تن از فرزندان این سرزمین به دست آمده است معامله کند و قانون اساسی، حقوق بشر، آزادی بیان و رسانه، استقلال افغانستان و تفکیک قوای سه گانه را به عنوان مسایلی غیر قابل تعدیل در هر مذاکره ای در نظر داشته باشد.

اهمیت انتخابات آینده که نقش قابل توجهی در چگونگی گذارسیاسی را به عهده دارد، حکم می کند تا رسانه ها با درک اصالت و اصل بی طرفی در نشر و پخش برنامه ها به منظور آگاهی دهی به مردم، تشویق و ترغیب مردم برای مشارکت آگاهانه در انتخابات، ایجاد فضا و فرصت های مناسب و متوازن برای ارایه برنامه های کاندید ها و اطلاع رسانی بی طرفانه از سلامت انتخابات، نقش شان را ایفا نمایند.

12 جون 2013

آیا افغانستان کشور ماست؟

حس ملکیت و از خود دانستن انسان را مسوولیت پذیر و محافظ منافع جمعی میسازد اما در این اواخر دیده میشود که ما تنها در حد حرف خواه آگاهانه و یا نسبت عدم آگاهی ما سنگ غیرت به سینه زده و خویش را صاحب جغرافیایی بنام افغانستان میدانیم. بدون احترام به هم، تحمل و همدیگر پذیری و در نظر داشت منافع ملی خویش دست به اعتراضات پوچ و بی مورد زده با سوختاندن چند عکس و بیرق، سوختاندن و تخریب اموال و امکانات عامه، دشنام، توهین و اتهام وارد کردن به افغان های خود عقده مندی خویش را فرو نشانده و فکر میکنیم که ما قهرمانان قرن هستیم، بدون این که بدانیم استخوان و ریشه خود را بدست بیگانه گان و همسایه گان می سوزانیم.

هر روز دها تن از کودکان، جوانان، زنان، مردان، شهروندان ملکی و بی گناه ما شهید و زخمی میشوند؛ همسایه های ما با کمال بی شرمی و بی حیایی دست به حملات راکتی بالای خاک ما میزنند؛ جنگلات ما را به صورت عمدی آتش میزنند؛ 500 یا کم و بیش نیروهای شانرا به ولایت میدان وردک میفرستند و میگویند که ما میخواهیم تا با عساکر هندی بجنگیم؛ مدارس شانرا تعطیل میکنند و به اصطلاح خود شان صد ها جوانان احساساتی و بی خبر از دستورات اسلام را به نام جهاد، شهادت و رسیدن به جنت از راه افغانستان به قصد کشتن ما میفرستند؛ جوانان ما را در مرز های شان تیرباران و در خاک شان بدون در نظر داشت عدالت و برخورد قانونی اعدام میکنند؛ از تولد و مرگ رهبران شان در خاک ما توسط گروه های مشخص تجلیل میکنند؛ تصمیم تامین صلح و روابط ما با جهان را دیگران میگیرند و به نماینده گی ما در نشست های منطقوی و جهانی شرکت میکنند؛ هر روز دل شان خواست دروازه های شانرا به روی کالاهای تجارتی و مواد ارتزاقی مسدود و یا هم باز میکنند؛ به سطح جهان ما را مسخره میکنند؛ افتخارات ما را به نام خود رقم میزنند و ده ها و صد ها موارد دیگر، ولی ما به جان هم افتاده فکر میکنیم که هیچ کس از سر غیرت که داریم پشت ما را به زمین زده نمیتواند.

پارلمان ما را با واژه های دانشگاه و پوهنتون؛ درج قوم در تذکره مصروف ساخته اند؛ جوانان ما را بنام قوم، زبان، مذهب، ملیت، جنس مصروف ساخته اند؛ سیاسیون ما را جهت رسیدن به قدرت و معامله گری به جان هم انداخته اند؛ دستآورد های ما را مهر غربی و غیر اسلامی زده توسط خود ما از بین میبرند؛ اقتصاد ما را نمی گذارند تا روی پا ایستاده شود؛ در نهاد های اکادمیک و تحصیلات عالی قربانی زد و بند ها و امتیاز گیری افراد و مسوولین شده ایم؛ حکومت آغشته به فساد اداری، اخلاقی، سیاسی و معامله گر دستآورد ما است؛ عدم حاکمیت قانون، عدم پیروی از دستورات اسلام، اتهامات و عدم پیگیری قانونی قضایا، عدم سیستم مکافات و مجازات، فرد محور بودن تمام ساختار ها و نهادهای حکومتی و غیر حکومتی بازده دولت ما است و ما باز هم بی خبر از همه چیز به قول معروف (پهلوان زنده خوش است) بدون پلان و طرح افتخار میکنیم که 5000 سال تاریخ داریم.
افسوس و بدا به حال ما که با در نظر داشت تجارب تلخ گذشته میخواهیم بازهم یک بار دیگر اعضایی بدن خویش را بدست خود با دستورات بیگانه ها آگاهانه و یا نا آگاهانه از سر احساسات بنام قوم، زبان، مذهب و … از هم جدا ساخته تا فرزندان ما نیز ماننده ما دست گدایی و غلامی به جانب دیگران دراز کنند. جوانان عزیز بیاید تا باهم آگاهانه و منطقی آینده را رقم زنده و نگذاریم تا باز هم دیگران از فورمول تفرقه بی انداز و حکومت کن استفاده کرده و ما را بیشتر از این مسخره نمایند. انتخابات پیش رو یک چانس عالی است تا با رای آگاهانه خویش سیلی بروی معامله گرها کوبیده و نگذاریم تا دیگر با سرنوشت ما بازی نمایند و از ما استفاده ابزاری نمایند.

3 جون 2013

هشت روز اعتصاب؛ هشتاد نوع تعبیر!

در یک حرکت مدنی بی سابقه یا انگشت شمار طی دوازده سال گذشته 82 تن از محصلین فاکولته علوم اجتماعی پوهنتون کابل به منظور تامین عدالت و مبارزه در برابر تبعیض به مدت 8 روز دست به اعتصاب غذایی زدند.

در روز های اول اکثریت این حرکت را بر خواسته از موضوعات قومی و مذهبی با حمایت حلقات خاص داخلی و خارجی عنوان میکردند، اما بعد از گذشت سه روز با روشن شدن عدم ارتباط محصلین با آنچه فکر میشد حمایت ها از جانب نهاد های مدنی، رسانه ها، احزاب، حلقات روشنفکری، انجمن های ادبی، هنری و فعالین مدنی آغاز گردید که شامل نماینده گان تمام اقوام افغانستان میشد.

البته طی مدت هشت روز گروه ها و حلقات خاص حزبی، سیاسی، فکری، مذهبی، استخباراتی و … تلاش کردند تا آب را گل آلود کرده و به نفع خویش ماهی بگیرند، که با نظارت و آگاهی اعتصاب کننده ها و حمایت کننده ها که اکثریت فعالین مدنی بودند به هدف شان دست نیافتند. اما حال بعد از ختم دیده میشود که تعداد از افراد و حرکت های مشخص، موفقیت حرکت را جشن گرفته و در شبکه های اجتماعی، رسانه ها، محافل و تجمعات امتیاز را از آن خود میدانند.

از جانب هم تعداد رسانه ها با تاسف تلاش میکنند تا حرکت را بیشتر قومی جلو داده و اقوام را در برابر هم قرار دهند در حالیکه عدم رضایت از ساختار و مدیریت نهاد های اکادمیک، نصاب، تبعیض ها به اشکال مختلف آن، تهدید های فردی و جمعی، کهنه بودن سیستم های درسی، سیاست زده گی نهاد ها به معنی منفی آن و چندین مورد دیگر از چالش های اند که در برابر جوانان (دختران و پسران) ما قرار داشته و مطابق با نیازمندی روز و معیار های قبول شده امروز تحصیلات عالی منطقه و جهان نمی باشد، و از جانب هم تمام شهروندان افغان را متضرر ساخته است. آنچه بر میگردد بر دولت: عدم کار آیی، فساد اداری، عدم حاکمیت قانون، مصلحت اندیشی ها، معامله گری ها، استفاده از نام قوم، زبان و مذهب در تعین و تقرر آنهم با در نظر داشت درصدی های مشخص و ده ها مورد منفی دیگر در هر سه قوه باعث شده که به جای اصلاح مشکل ایجاد شود، دستآورد و حاصل تیم حاکم می باشد، که در نتیجه باعث نفرت و حس بد بینی میان شهروندان شده است.

در این برهه از تاریخ جوانان با درک مسوولیت های شان در قبال آینده کشور باید هوشیارانه عمل نموده و نگذارند تا بار دیگر از آنان استفاده ابزاری صورت گرفته و حس نفرت و کینه توزی را دیگران در روح و روان شان تزریق نمایند. تاجک، پشتون، هزاره، ازبک، ترکمن و تمام اقوام و اقلیت های مذهبی در این کشور بر اساس قوانین نافذه و دین مبین اسلام حقوق و وجایب خاص خود را داشته و هیچ گونه برتری وجود ندارد مگر بر اساس تخصص و تقوای شان. پس دیگر نباید فریب افراد و یا گروپ های شر انداز را بنام قوم، زبان، مذهب و … خورد، باید دقت داشته تا با انتقال مسوولیت ها و برگزاری انتخابات پیش رو آگاهانه سهم خویش را ادا نموده و با رای دهی آگاهانه خویش آینده را بدست خویش روشن و شگوفا ساخت.

همچنان نهاد های مدنی و حلقات روشنفکری باید تلاش نمایند تا مرز های قومی و مذهبی را از میان بر داشته و روی زندگی انسان محور مطابق با مفاد قوانین نافذه کشور و دستورات دین اسلام برای شهروندان آگاهی دهی کرده و نفس حرکت های مدنی را جدا از مرز های تعین شده و برچسب های سیاسی حمایت نمایند. همچنان نظارت غیر جانب دارانه، استوار بر حقیقت ها و آگاهی دهی از حقایق مسوولیت ساختار های مدنی در کشور است.

7 جوزا 1392 – کابل