بایگانی دسامبر, 2011

ارز و علل افزایش و کاهش ارزش آن

ارز یعنی چه ؟

درفرهنگ معین ارز به ارزش، بهاء، قیمت ونرخ یا برابری پول داخلی با پول های بیگانه تعریف شده است.

درمکالمات تجارتی واقتصادی ارز به معنی پول رایج خارجی استفاده می گردد. بدین ترتیب ارز ذاتاً به معنی پول خارجی است واضافه کردن صفت خارجی به دنبال لغت ارز صحیح نیست و از آنجا که پول یک کشور خارجی نه فقط به صورت بانک نوت یا پول فزیکی بلکه به صورت مسکوک، چک بانکی، حواله، چک مسافرتی وبرات نیز یافت می شود. درنظام بانکی ایران، کلیه ارزها یعنی تمام پول های خارجی، قابل معامله یا تبدیل نیستند. بدین صورت که قسمتی ازآنها قابل معامله وقسمتی غیر قابل معامله شناخته شده اند.

بازار ارز کجاست؟

ریمون بار؛ اقتصاد دان فرانسوی، تعریف ساده ای از بازار به شرح زیر داده است: بازار به معنی تجمع گروهی از مصرف کنندگان است که دارای نیازهای مشترکی بوده و وسیله پرداخت معینی را نیز در اختیار داشته باشند.

این تعریف هم درمورد بازار کالاها وهم درمورد بازار پول، سرمایه وارز صادق است. بنابراین بازار ارز، محل فیزیکی مشخصی نیست، بلکه مکانیسمی است که خریداران وفروشندگان ارز را برای انجام معامله یا دادو ستد ارز با پول ملی به یکدیگر نزدیک می نماید.

بدیهی است دراین بازار، مصرف کنندگان ارز، یعنی خریداران ارز، شامل وارد کنندگان شرکت های حمل ونقل، بیماران، دانشجویان مقیم خارج، مسافرین به کشورهای خارجی، حجاج، جهانگردان وهرنوع متقاصی ای است که مایل است قسمتی از پول ملی را به هردلیلی با پول خارجی تعویض نماید.

دراین بازار فروشندگان ارز را صادرکنندگان، شرکت های حمل ونقل دریایی، هوایی وزمینی، سفرت خانه ها کنسولگری ها، شرکت های خارجی، دانشجویان، شرکت های خدماتی و از همه مهمتر دولت به عنوان بزرگترین وارد کننده وبزرگترین صادر کننده تشکیل می دهد. ازجانب دیگر، دلالان ارز نقش مهمی دراین بازار دارند.

دلالان، خریدار و فروشنده یا تقاضا کننده وعرضه کننده ارز را با یکدیگر نزدیک ساخته و در این بین حق العمل خود را دریافت می دارند. معمولاً دلالان به علت محدودیت امکانات مالی، به ندرت مقادیر کلانی ارز را به حساب خود خریده وشخصاً به فروش می رسانند، بلکه فقط برای مشتریان خود اقدام به انجام معامله می نمایند.

نقش و وظیفه بازار ارز، تبدیل ارزها به یکدیگر ویا انتقال قدرت خرید ازیک کشور به کشور دیگر می باشد. بنابراین بازر ارز یک بازار جهانی است، مکان مشخصی ندارد، دارای نظام های ارتباطی سریع وپیچیده است. به کمک آن می توان اقتصادی را تهدید کرد ویا اقتصادی را نجات داد وبالاخره می توان درشونات سیاسی واقتصادی ملت ها دخالت نمود.

نرخ ارز یعنی چه؟

نرخ ارز عددی است که ارزش پول کشوری را برحسب ارز یا پول کشورخارجی درزمان معین نشان می دهد. در بیان نرخ ارز، معمولاً دو روش وجوددارد:

یکی ازروش ها این است که پول ملی به عنوان پول پایه و ارز به عنوان پول متغیر معرفی ومحاسبه شود که این روش دربازار های ارزی انگلستان واسترالیا مورد استفاده است و در روش دیگر ، ارز یا پول خارجی به عنوان پایه وپول ملی به عنوان متغیر معرفی ومحاسبه می شود.

به علت تسلط دالر به عنوان ارز قوی، دراغلب بازار های ارزی دنیا به غیر از انگلستان واسترالیا ، از روش پایه دالر استفاده می شود.

نرخ ارز چگونه تعیین می شود؟

دو روش تعیین نرخ ارز وجود دارد: درکشورهای که ورود وخروج ارز آزاد می باشد و دولت وبانک مرکزی نوعاً دربازار ارز دخالتی ندارند، درحقیقت یک بازار جهانی ارز وجود دارد، ورود وخروج ارزهای مختلف درآن آزاد می باشد و نظام ارزی آن، نظام آزاد ارز نامیده می شود.

درحالت دیگر، درکشورهای که ورود وخروج ارز تحت کنترول دولت وبانک مرکزی است ، بازار ارز یک بازار داخلی، محدود وتحت کنترول است ونظام ارزی، نظام کنرل ارز نامیده می شود.

درنظام آزاد ارز، نرخ ارز شناور است، بدین معنی که نوسانات عرضه وتقاضای ارز، قیمت آن را تعیین می کند واین قیمت یا برابری، تابع تغییرات عرضه وتقاضا واصطلاحاً شناور است.

درنظام کنترول ارز، نرخ ارز، ثابت است، بدین معنی که نرخ، توسط دولت تعیین ودیکته می شود . دولت عمده ترین خریدار و فروشنده ارز است ونرخ را براساس ملاحظات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تعیین می کند.

درکشورهای پیشرفته صنعتی، علیرغم ثبات نرخ ارز، دولت ها درمواقع ضروری به طور غیر مستقیم در بازار دخالت نموده و نرخ ارز را کاهش یا افزایش می دهند.

رابطه نرخ ارز با صادرات و واردات چیست؟

صادرکنندگان کالا یکی از منابع بزرگ عرضه ارز به داخل کشور هستند وصادرات، فی الواقع به معنی تعویض کالای داخلی با ارز است.

وارد کنندگان نیز به نوبه خود ازمنابع بزرگ تقاضای ارز و یا عامل خروج ارز از کشور محسوب می گردند و به دیگر سخن، واردات به معنی خرید یا تهیه کالای خارجی با ارز است.

تعیین نرخ ارز با توجه به نظریه برابری قدرت خرید

نظریه برابری قدرت خرید توسط پروفسور کاسل اقتصاد دان معروف سویدنی درسال ۱۹۲۴ ابراز گردیده است. به موجب این نظریه، نرخ ارز، یعنی نرخ تبدیل پول دوکشور، درتجارت خارجی براساس مقایسه سطح عمومی قیمت ها در دوکشور یا مقایسه قدرت خرید داخلی پول ها تعیین می گردد، یعنی درصورتی که تجارت بین دوکشور آزاد باشد ودولت ها در امور ارزی دخالت ننمایند، نرخ ارز درسطحی تعیین می گردد که قدرت خرید پول ها درهنگام خرید یک بسته کالا و خدمات در کشور الف با همان بسته کالا و خدمات در کشور ب مساوی باشد.

علل افزایش نرخ ارز چیست؟

افزایش نرخ ارز، معلول عدم تعادل ها، مشکلات ساختاری اقتصاد، تورم، کمبود مواد اولیه صنعتی، کاهش عرضه ارز ، تحریم اقتصادی و همچنین تمایل به تبدیل دارائی های نقدی از حالت عادی به حالت دالری است.

اصولاً لازم به ذکر است که مشکلات ساختاری اقتصاد، مانند افزایش هزینه های دولت، کسر بودجه، اجرای طرح های عمرانی، انتشار پول جدید بدون پشتوانه، بدهی دولت به بانک مرکزی وبالاخره اسقراض خارجی ، همه وهمه منجر به تورم وترقی نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملی کشور ها خواهد گردید.

نقصان ارزش پول ملی دارای دوجنبه و دو اثر است: یکی، اثر بر روی ارزش داخلی پول، یعنی تورم و گرانی مداوم قیمت ها و دیگری اثر بر روی ارزش خارجی پول، یعنی ترقی نرخ ارز یا به عبارت دیگر کاهش برابری پول ملی در برابر پول خارجی.

تورم یا افزایش مداوم در سطح عمومی قیمت ها

اگر علل وموجبات تورم شناخته شوند، می توان گفت همان علل وموجبات، باعث کاهش ارزش خارجی پول ملی نیز شده اند.

تورم لغت شناخته شده است، اما برای افراد غیر اهل فن، چندان هم روشن نیست. یکی از بهترین و ملموس ترین تعابیر تورم این است که هرگاه مقدار پول منتشر سده ای که برای انجام معاملات دراختیار مردم است به مقدار پولی که منطقاً افراد به آن نیاز دارند، فزونی یابد، مقدار پول درگردش افزایش می یابد، ولی تولید کالاها افزایش نمی یابد و بدین ترتیب تعادل بین پول وتولیدات به هم می خورد وهر واحد تولید، سهم بیشتری از پول درگردش را می طلبد، یعنی قیمت ها افزایش می یابند.

تعریف ساده تر دیگر ی تورم را فزونی تقاضا بر عرضه عنوان می کند. ولی به هرحال هروقت، جمیع وسایل پرداخت، اعم از پول نقد یا اعتبار بانکی، بیشتر از احتیاجات اقتصادی کشور باشد، وبه موازات افزایش وسایل پرداخت یعنی پول، تولیدات ملی افزایش نیابد، تورم گریبان گیر جامعه می شود.

نتیجه اینکه اگر تورم درکشورما بیش از تورم جهانی باشد، برای حفظ توان رقابتی وایجاد تعادل در مبادلات خارجی کشور، باید به تناسب اضافه نرخ تورم داخلی نسبت به تورم جهانی، از ارزش پول ملی کاسته شود، یعنی نرخ ارز افزایش یابد.

هزینه های سرمایه گذاری

دربسیاری از کشورها ی درحال توسعه، درآمد های دولت محدود وهزینه ها درحال فزونی است، به ویژه آنکه سرمایه گذاری های سنگین وزیربنای ازقبیل ساختمان، راه ها، پل ها، بلند منزل ها، کارخان جات ذوب فلزات، کارخانجات ساخت ماشین آلات و … دربرنامه های دولت وجود داشته است.

انجام این برنامه ها نیازمند به وجوه منابع مالی است و این منابع درکشور درحال توسعه، معمولاً به حد کافی وجود ندارد. بنابرین یا باید دولت این منابع را از کشورهای خارجی قرض نماید، ویا اینکه از بانک مرکزی قرضه بگیرد و در هر دو حال مقادیر زیادی پول به جامعه تزریق شده ولی تولید به زودی صورت نگرفته وبه ناچار تورم وافزایش قیمت ها ایجاد می گردد.

کسر بودجه

کسر بودجه به معنی تفاوت درآمدها از هزینه های دولت است. یکی از علل اصلی کسر بودجه، کاهش درآمدهای داخلی، از قبیل انواع مالیات و فرار مردم وشرکت ها از پرداخت مالیات وعامل دیگر وجود یا افزایش هزینه های مربوط به برنامه های توسعه اقتصادی است وچون این گونه هزینه ها به کمک انتشار پول یا به عبارت دیگر قرضه گرفتن دولت از بانک مرکزی تامین مالی می شود، تورم به وجود می آید.

نقدینگی

نقدینگی جامعه از تجمع پول و شبه پول به وجود می آید. حجم پول جامعه مرکب از اسعار و مسکوکات در دست افراد و موسسات وسپرده های دیداری ماننده حساب های جاری است و شبه پول مرکب از انواع سپرده های مدت دار وسپرده های پس انداز است.

گاهی اوقات، دولت ها به منظور پرداخت های عاجل خود، متوسل به نظام بانکی شده و موجب می شوند تا مقادیری پول جدید منتشر گردد. بدین ترتیب به حجم نقدینگی جامعه افزوده می گردد، به تعبیر دیگر افزایش بدهی دولت به نظام بانکی، باعث افزایش نقدینگی می شود. گاهی اوقات نیز بخش خصوصی به کمبود نقدینگی دچار می گردد که برای تامین مالی برنامه های خود به نظام بانکی بدهکار می شود ودر این حالت نیز نقدینگی کل جامعه افزایش می یابد.

به هرحال افزایش نقدینگی درجامعه می تواند باعث افزایش تقاضا وبروز تورم گردد و با توجه به اینکه افزایش نقدینگی لزوماً با افزایش تولید ناخالص داخلی ملازمه ندارد، این عدم تعادل، از ارزش داخلی پول خواهد کاست.

پس اندازهای غیر پولی

دریک جامعه اقتصادی، درهرسال یا درهر دوره مالی، باید مقداری از ارزش تولیدات یعنی درآمد مصرف شده ومقداری نیز پس انداز گردد. این پس اندازها به صورت قرضه واعتبار، مجدداً به سوی تولید برگردد وموجبات سرمایه گذاری جدید را فراهم آورد. پس اندازهای، به صورت خرید فرش اضافی، خرید موتر اضافی، خرید طلا و ارز وسایر انواع دارایی که ماهیت پولی قابل برگشت به تولید را ندارند، تورم زا هستند.

روحیه واحساس عدم امنیت

یکی از مهمترین علل تورم، روحیه بی اعتمادی، بی علاقگی، عدم حمایت، بی ثباتی اقتصادی وبالاخره عدم همکاری با نظام اقتصادی است. درچنین شرایطی، افراد دچار نوعی حالت دلهره شده وبا نگرانی از آینده به خرید های حریصانه، احتکار و تبدیل دارایی ها ازحالت نقدی به صورت ارز وطلا می پردازند. درنظام آزاد، عوامل فوق نه فقط باعث کاهش ارزش داخلی پول، بلکه موجب کاهش ارزش خارجی آن نیز می گردند. بنابراین ضرورت دارد از هرعملی که موجب تورم می شود، احتراز گردد.

ذخیره ارزی

هرقدر ذخایر ارزی یک کشور بیشتر باشد ، نرخ ارز در بازار ارزی آن کشور، پائین تر است وهرقدر ذخایر ارزی یک کشور، کاهش یابد، نرخ ارز، افزایش پیدا می کند. البته رابطه عددی دقیقی دراین مورد وجود ندارد، ولی معمولاً چنین ارتباطی دیده می شود.

فرار سرمایه ها

سرمایه به جای می رود که سود آوری آن بیشتر باشد یا خطر کمتری آن را تهدید کند.

جمع بندی

با عنایت به علل اقتصادی، مانند تورم، کسری تراز تجارتی ، هزینه های دولت وبالاخره عامل روانی، می توان نتیجه گرفت که برای مقابله با تهدید دائمی کاهش ارزش پول ملی، یعنی افزایش نرخ ارز، باید نوعی بسیج ملی درجهت افزایش تولیدات، صرفه جوئی در مصرف، تزریق پس اندازها به تولید (یعنی سرمایه گذاری در واحدهای تولیدی) ، جلوگیری از اسراف وتجمل گرایی، افزایش کیفیت تولیدات، کاهش ضایعات وپرداخت صادقانه مالیات به وجود می آید.