بایگانی مارس, 2009

مهمترین و فشرده ترین تحولات اقتصادی جهان و افغانستان در سا ل 2008

سال 2008 سال تحولات اقتصادی بود و در حالي این سال پايان يافت که آثار و نتايج تحولات مهم اقتصادي در اين سال همچنان نقل محافل اقتصادي در سال 2009 خواهد بود. كشورهاي جهان به ويژه امريكا در سال 2008 بدترين وضعيت اقتصادي را از دهه 1930 به اين سو تجربه كردند. مهمترین تحولات اقتصادی در این سال به طور مختصر و کلی عبارت از سقوط قیمت نفت، ورشکستگی بانک های امریکایی، کاهش شدید در قیمت مسکن و رکود در این بخش، کمک 700 میلیارد دالری به بانک ها، ادامه ی بحران و جهانی شدن بحران، سقوط 40 درصدی سهام کشورهای اروپایی و امریکا و کاهش شدید صادرات چین، سرایت بحران به شرکت های موتر سازی امریکا و کلاهبرداری 50 میلیارد دالری بودند.

مهمترین تحولات اقتصادی در افغانستان در این سال شامل افزایش شدید قیمت مواد خوراکی، افزایش قیمت مواد نفتی، کاهش رشد اقتصادی کشور، استیضاح وزیر تجارت، تعهد کمک 21 میلیارد دالری جامعه جهانی به افغانستان، کاهش شدید سرمایه گذاری، ادامه بحران بیکاری و افزایش آن در کشور، امضای بزرگترین قرارداد سرمایه گذاری خارجی در کشور و کاهش ارزش افغانی در مقابل دالر بود.

ورشكستگي بانك هاي امريكا، نقطه ی آغاز بحران

نخستين رويداد مهم سال 2008 در آستانه ی ورشكستگي قرار گرفتن موسسه بيراسترنز امريكا بود كه هر سهم اين موسسه به قيمت 10 دالر به موسسه جي پي مورگان فروخته شد. قيمت سهام اين موسسه مالي سال گذشته بيش از 154 دالر داد و ستد مي شد.

موسسه مالي لمن برادرز هم بعد از 100 سال فعاليت، طي ماه سپتامبر اعلام ورشكستگي كرد. ورشكستگي و بحران مالي موسسات مالي و بانك هاي امريكايي، سرمايه گذاران بين المللي را با شوك جدي روبه رو كرد.

پس از ورشكستگي موسسه لمن برادرز، دولت امريكا و مقام هاي فدرال رزرو و وزارت دارايي به فكر نجات ساير بانك ها و موسسات مالي اين كشور افتادند. ديگر مردم امريكا به هيچ بانك سرمايه گذاري اعتماد نداشتند و بازار سهام نيز با نااطميناني شديدي روبه رو شد.

كاهش شديد قيمت مسكن در امريكا و افزايش بي خانمان ها در اين كشور موجب كاهش ارزش سهام شركت ها و صندوق هاي مسكن شد. موسسه مالي واشنگتن ميوچوال نيز با 307 ميليارد دالر دارايي، طي ماه سپتامبر اعلام ورشكستگي كرد كه اين بزرگترين ورشكستگي بانك ها در تاريخ امريكا به شمار مي رود. بانك مرکزی امريكا تصميم گرفت موسسه مالي مريل لينچ را در اختيار بگيرد. موسسه مالي واشوويا آمادگي خود را براي خريد موسسه سرمايه گذاري فارگو اعلام كرد.

بانك هاي سرمايه گذاري گلدمن ساش و مورگان استنلي نيز يك شبه به بانك هاي تجاري تبديل شدند. دولت امريكا 150 ميليارد دالر به شركت بيمه ي آي جي قرضه داد. دولت امريكا همچنين كنترول موسسات مالي فاني مایه و فردي ماك را بر عهده گرفت.

تشدید بحران در بخش مسكن امريكا

تشديد بحران در بخش مسكن امريكا دومين پديده ی اقتصادي مهم بود. با استفاده از هر معيار و شاخصي، بخش مسكن امريكا طي سال 2008 عملكرد بسيار ضعيفي داشته است و قيمت مسكن براي سومين سال متوالي كاهش يافت. تعداد بي خانمان هاي امريكايي ركورد جديدي را ثبت كرد. كاهش قيمت مسكن موجب افت شديد پروژه هاي ساختماني و كاهش شديد سرمايه گذاري در اين بخش شد. طي ماه هاي اخير هيچ پيشرفتي در زمينه ی افزايش فروش خانه هاي نو به چشم نمي خورد.

طرح نجات 700 ميليارد دالري براي كمك به بانك ها

کنگره طرح نجات 700 ميليارد دالري را تصويب كرد. هنري پاولسون، وزير دارايي امريكا طرح 2 صفحه اي خود را براي نجات صنعت مالي امريكا به كنگره ارایه كرد، ولي موفقیت چنداني در كسب موافقت نمايندگان كنگره نداشت. پاولسون سپس در طرح ديگري كه جزييات آن را بيشتر ارایه كرد، خواستار خريد دارايي هاي بد موسسات مالي شد. ولي اين مساله نيز اتفاق نيفتاد. به جاي آن، وزارت دارايي امريكا بخش زيادي از منابع مالي طرح نجات را صرف سرمايه گذاري مستقيم در بانك ها و موسسات مالي كرد.

طي دو ماه نخست از اجراي طرح نجات، بيش از 350 ميليارد دالر به بانك ها، بيمه ها و موتر سازان اختصاص يافت. اواخر دسامبر پاولسون خواستار اختصاص بخش دوم اين طرح از سوي كنگره شد. علي رغم اقدام های انجام شده، بحران اعتبارات در اقتصاد امريكا همچنان حل ناشده باقي مانده است.

گسترش بحران به اقتصاد جهان

به نظر مي رسد هيچ كشوري از آثار منفي بحران مالي و اقتصادي جهان مصوون نمانده، است. ارجینتین صندوق هاي بازنشستگي را ملي اعلام كرد. ايسلندي ها شاهد ورشكستگي سه بانك بزرگ و كاهش شديد ارزش پول ملي خود بودند . جاپان و بخش عمده اي از اروپا به ركود اقتصادي فرو رفتند. صادرات چين طي ماه نوامبر به شدت كاهش يافت و به پايين ترين حد خود طي 7 سال اخير رسيد. با كاهش قيمت نفت به كمتر از 40 دالر، كشورهاي نفتي نيز به شدت آسيب ديدند.

سقوط قيمت نفت از 147 دالر به زير 40 دالر

قيمت جهاني نفت طي ماه جولاي به بيش از 147 دالر رسيد و عادت هاي مردم امريكا را تغيير داد. ميزان مسافرت هاي مردم امريكا به پايين ترين حد طي 25 سال اخير رسيد. ميزان مسافرت ها در شاهراه اين كشور 5 درصد كاهش يافت. ولي بحران مالي جهان موجب كاهش چشمگير تقاضا و در نتيجه قيمت نفت شد. قيمت نفت از اوايل اكتوبر تا اواخر نوامبر بيش از 50 درصد كاهش يافت.

افت 40 درصدي شاخص ها در بازارهاي سهام

نگراني نسبت به وضعيت بازارهاي بورس جهان از ماه سپتامبر افزايش يافت و شاخص سهام از هنگ كنگ تا مکسیکو كاهش يافت. مقام هاي روسيه بورس مسكو را براي چند روز تعطيل كردند. به طور كلي شاخص بورس ها در اين سال بيش از 40 درصد كاهش يافت.

سرایت بحران به صنعت موتر سازي امريكا

تا ماه نوامبر ميزان فروش خودروسازان امريكايي 16 درصد كاهش يافت. جنرال موتورز و كرايسلر خواستار دريافت سريع كمك هاي مالي دولت شدند. دولت بوش سرانجام در روزهاي پاياني 2008 موافقت خود را با اعطاي قرضه 4/17 ميليارد دالري به شركت هاي موتر سازی اين كشور اعلام كرد.

افزایش قيمت مواد غذايي

با توجه به افزايش قيمت جهاني ذرت، سوخت و حبوبات طي تابستان، امريكايي ها با نخستين تورم شديد طي 17 سال اخير روبه رو شدند. وزارت زراعت امريكا اعلام كرد، قيمت مواد غذايي طي سال 2008 بيش از 5 تا 6 درصد افزايش خواهد يافت. اين رقم طي 15 سال گذشته به طور متوسط 5/2 درصد بوده است.

كلاهبرداري 50 ميليارد دالري

رسوايي مالي مدوف آخرين خبر اقتصادي مهم در سال 2008 بود. اين كه برنارد مدوف چگونه توانسته طي بيست سال اخير بيش از 7 تا 9 درصد سود در بازار سهام وال استريت در شرايط بد و خوب بازار به دست آورد، به معماي بزرگي براي مردم امريكا تبديل شده است. كلاهبرداري 50 ميليارد دالري مدوف در تاريخ مفاسد مالي امريكا بي سابقه است.

مهمترین تحولات اقتصادی افغانستان در سال 2008

اقتصاد افغانستان در سال 2008، سال پر چالشی را همراه با جهان پشت سر گذاشت. افزایش قیمت نفت و نیز به دنبال آن افزایش مواد خام به غیر از نفت، باعث کاهش در میزان سرمایه گذاری و رکود در بخش های مختلف اقتصادی کشور شد. با ادامه ی بحران کاهش سرمایه گذاری و اثر نامطلوب ناامنی بر سرمایه گذاری، بیکاری به شدت افزایش یافت و نیز ادامه ی خشک سالی در کشور، بسیاری از مناطق کشور را با خطر قحطی مواجه کرد. مهمترین تحولات اقتصادی کشور در این سال شامل موارد زیر است:

تداوم خشک سالی و افزایش قیمت مواد خوراکی

ادامه خشک سالی سال های قبل در این سال و بالا رفتن قیمت مواد خوراکی، کار را به جایی رساند که دولت برای کاهش قیمت گندم و آرد خود مستقیما وارد عمل شد. اما عملکرد دولت چندان اثری بر کاهش قیمت ها نکرد، چرا که به دلیل کاهش قیمت نفت بعد از افزایش شدید قیمت آن در ماه جولای و کاهش قیمت آن بعد از این ماه باعث شد که قیمت مواد خوراکی نیز به تدریج کاهش یافت. دلیل اصلی فسخ قرارداد دولت با شرکت های وارد کننده گندم و آرد بعد از استیضاح وزیر تجارت در واقع عدم پرداخت به موقع سود سهم دولت از طرف شرکت های مذکور به دلیل کاهش قیمت جهانی مواد خوراکی است که میزان سود تجارت در گندم و آرد را به شدت کاهش داد. ادامه ی خشونت ها، افزايش فقر و افزايش قيمت مواد غذايي در بازارهاي جهاني باعث شد تا قيمت انواع مواد غذايي در کشور 60 تا 80 درصد افزايش يابد.

گراني مواد غذايي هرچند مختص افغانستان نيست، اما اين مساله باعث شده است، تا با روشن شدن هوا، تعدادي از کودکان فقير سه تا شش ساله، در برابر نانوايي هاي کابل از مشتريان درخواست نان کنند. همچنين عصرها، تعدادي از زنان فقير در نزديکي نانواني ها ديده مي شوند. آنان با دريافت چند عدد نان از مشتريان رهسپار خانه هاي خود مي شوند تا شب شکم کودکان گرسنه ی خود و يا شايد هم شکم خود را با نان خالي سير کنند و شبي را در شهر پنج میليون نفري کابل که فاصله ی طبقاتي در آن بيداد مي کند، سپري کنند.

تعهد کمک جامعه جهانی

تعهد مجدد جامعه جهانی مبنی بر ادامه ی کمک به افغانستان تا سال 2013 به میزان 21 میلیارد دالر، از مهمترین تحولات اقتصادی کشور در این سال بود که امید تازه ای به مردم افغانستان بخشید؛ با وجود این میزان سرمایه گذاری های بخش خصوصی در کشور نه تنها افزایش نیافت، بلکه دچار کاهش شدید به دلیل افزایش قیمت نفت شد. در واقع افزایش قیمت نفت و ایجاد بحران در اقتصاد جهان این مساله را کاملا تحت الشعاع قرار داد.

امضای بزرگترین قرارداد سرمایه گذاری خارجی

افغانستان در سال 2008 ميلادي شاهد انعقاد قرارداد استخراج معدن مس عينک ولايت لوگر در شرق کشور با يک شرکت چيني به ظرفيت بيش از 200 هزار تن در سال بود. شرکت مزبور سه میليارد دالر در اين معدن سرمايه گذاري خواهد کرد که به گفته ی کارشناسان جذب اين مقدار کمک مالي خارجي در شش سال گذشته در کشور بي سابقه بود.

با بهره برداري از اين معدن، سالانه 300 میليون دالر به خزانه ی عمومي کشور کمک مي شود و زمينه ی اشتغال بيش از سه هزار نفر هم فراهم خواهد شد. معدن مس عينک با 12 تا 20 میليون تن ذخيره اولين اقدام دولت براي خصوصي سازي معادن است.

استیضاح وزیر تجارت

در آخرین روزهای سال 2008 وزیر تجارت توسط نمایندگان استیضاح شد. دلایل نمایندگان برای این استیضاح چند مورد است: وارد نمودن نفت بی کیفیت، عدم کاهش قیمت نفت با وجود 75 درصد کاهش در قیمت جهانی نفت و وجود مافیای نفت در وزارت تجارت.

مهمترین دلیلی که در واقع نمایندگان را وادار به رای قاطع برای استیضاح نامبرده کرده است، عدم حضور وزیر در تاریخ استیضاح یعنی در روز چهار شنبه بود که خشم نمایندگان را برانگیخت. از سوی دیگر با وجود کاهش 75 درصدی قیمت نفت در بازارهای جهانی، هنوز هیچ آثاری از کاهش قیمت نفت (چون دیزل، پطرول و گاز) در کشور دیده نشده است.

کاهش رشد اقتصادی کشور

افزایش قیمت نفت و ادامه ی خشک سالی و افزایش ناامنی در کشور در این سال میزان سرمایه گذاری را به شدت کاهش داد. دامنه ی این کاهش رشد اقتصادی در کشور با ایجاد بحران مالی جهانی در امریکا و جهان بیشتر شد. افزایش بیکاری و افزایش مهاجرت های بین شهری و بین کشوری از مهمترین نشانه های آن است.

با توجه به آينده تاريک جنگ، بيکاري به عنوان بزرگترين معضل اجتماعي ثبات افغانستان را تهديد مي کند. هرچند آمار دقيقي از تعداد بيکاران در دست نيست، اما به طور متوسط 40 درصد افغان ها بيکار هستند و از نداشتن يک شغل ثابت رنج مي برند. براساس آمار ارایه شده در افغانستان، در حدود 60 درصد مردان و 40 درصد زنان کار مي کنند، در حالي که اين رقم بسيار ناچيز است .

از سوی دیگر چالش هاي فرا روي اقتصاد افغانستان شامل ضعف اقتصادي، کشت خشخاش پايين بودن ظرفيت اداره هاي دولتي، فساد اداري، محدوديت در دسترسي به منابع مالي و نبود امنيت است. هر چند افغانستان کشوري کوهستاني است، مقدار آب هاي سطحي آن 75 میليارد مترمکعب تخمين زده مي شود، و در کنار جنگ، با وجود انواع مشکل اجتماعي و اقتصادي، پديده خشک سالي براي هشتمين سال متوالي در برخي نقاط کشور ادامه يافته است.

با وجود این که تاکنون علت دوره خشک سالي به صورت علمي مورد مطالعه قرار نگرفته است، اما برخي پيش بيني هاي محلي از دوره پر آبي در سال زراعي 87 و 88 در اين کشور خبر مي دهند. بر اساس اين پيش بيني ها، 80 درصد زيان خشک سالي هاي گذشته جبران خواهد شد.

تاریخ نفت از شش هزار سال پیش تا کنون

قدما نفت را می شناختند. سعدی در باب هفتم گلستان از هندویی یاد می کند که “نفت اندازی همی آموخت. حکیمی گفت ترا که خانه نئین است بازی نه این است”. در سفر پیدایش از کتاب تورات آنجا که به پیغمبر می گوید برای خود کشتی بسازد، خطاب این است که “در کشتی حجره ها بنا کن و درون و بیرون کشتی را با قیر بیندای”.

در سفر خروج آمده است: “و چون نتوانست او را دیگر پنهان دارد تابوتی از نی برایش گرفت و آن را به قیر و زفت اندوده، طفل را در آن نهاد و آن را در نیزار به کنار نهر گذاشت”.

کاوش های باستان شناسان در عراق نشان داده است که از چهار هزار سال پیش از میلاد ملاط قیر در عمارات و ابنیه به کار می رفته است.

کاوش های باستان شناسان نشان می دهد که از زمان سومریان، پنج تا شش هزار سال پیش، در شوش قیر مورد استفاده قرار می گرفته و به جای ملاط بین سنگها و آجرها در ساختمان ها کار می شده است. همچنین تکه های جواهرات را با قیر به هم می چسباندند و دسته های چاقو و امثال آن را با قیر محکم می کردند و کشتی ها و ظروف سفالین را با قیر می اندودند تا آب به آنها سرایت نکند.

به گزارش هرودوت، مورخ یونانی، سنگ فرش کف باغ های معلق بخت النصر با قیر بندکشی شده بود و مردم بابل استخرها و راه های آب و سدهای خود را با قیر بندکشی می کردند تا آب در آنها نفوذ نکند. همچنین بنا به گفته مورخین در بابل جاده ها را آجر فرش می کردند و با قیر بندکشی می کردند تا تحمل ارابه های سنگین را داشته باشد.

هرودوت در تاریخ معروفش راجع به نفت ایران می نویسد: “در ۲۲ کیلومتری شوش چاه هایی وجود دارد که با چرخ و خیک از آن نفت و قیر و نمک بیرون می آورند و در مخزن می ریزند و پس از چندی قیر و نمک ته نشین شده، نفت به شکل مایع باقی می ماند.”

در جای دیگر ضمن داستان محاصره شهر آتن از طرف ایرانیان می نویسد: ایرانیان از روی تپه ها، قیرهای فروزان به سنگرهای یونانیان پرتاب می کردند و معلوم است که تیرها آلوده به نفت بوده وگرنه هنگام پرتاب سریع خاموش می شده است.

پلوتارک در شرح حال اسکندر می نویسد هنگامی که اسکندر از کشور بابل می گذشت در یکی از شهرهای اکباتان مردم برای خوش آمد اسکندر نفت را روی جاده ها می ریختند و آتش می زدند تا شعله های فروزان آن موجب مسرت اسکندر گردد. احتمالا اشاره پلوتارک به ناحیه کرکوک است که به اشتباه از آن به نام اکباتان یاد می کند.

ایرانیان که آتش را مقدس می داشتند، گاز نفت را که در پاره ای جاها از زمین بیرون می زد، مشتعل می کردند و “آتش جاودان” می ساختند. آتشکده ها در کنار همین آتش های جاودان بنا می شد. در اران (باکو) و دامغان و بلخ و مسجد سلیمان این گونه آتشکده ها وجود داشته است.

مارسلینوس مورخ رومی که همراه امپراتور روم به جنگ شاپور دوم آمده می نویسد: “ایرانیان برگ های گیاه مخصوص را در روغن خیس می کردند و سپس مایع دیگری به نام نفت بر آن می افزودند. آنگاه تیرهای جنگی خود را در آن گذارده آتش می زدند و به طرف دشمن پرتاب می کردند و دقت می کردند کمان را آهسته رها کنند تا تیر به سرعت پرتاب نگردد و آتش خاموش نشود.”

دویست سال پس از آن ایرانیان در دفاع از قلعه ای واقع در قفقاز با سلاح های نفتی، رومیان مهاجم را از مرزهای خود دور کردند. یک مورخ بیزانسی می نویسد ساخلوی ایران کوزه های بسیاری را که از گوگرد و قیر انباشته شده بود آتش زدند و به طرف رومیان پرتاب کردند و توانستند بدان وسیله حریقی راه بیندازند که تقریبا همه چیز را سوزاند.

یونانی ها در قرن هفتم میلادی نفت را در میدان های جنگ به کار می بردند و در زمان هراکلیوس، امپراتور بیزانس، سلاحی اختراع کردند که نفت در آن مشتعل می گشت. اعراب (مسلمانان) دو بار قسطنطیه را محاصره کردند و هر دو بار حمله آنان به وسیله آتش اندازهای نفتی دفع شد. در سال ۹۴۱ میلادی هنگامی که ناوگان روسی مرکب از هزار کشتی، قسطنطیه را در محاصره گرفت، رومی ها نفت روی آب دریا ریخته آتش زدند و کشتی های روسی را سوزاندند و آنها را مغلوب کردند.

فردوسی در شاهنامه بارها کلمه نفت را به کار برده و از جمله در داستان اسکندر از نفت سیاه نام می برد و می سراید:

به گردون همی راندند پیش شاه

درونش بیاکنده نفت سیاه

در روایات خلفای عباسی آمده است که المعتمد خلیفه عباسی در سال ۲۷۲ هجری مالیات چشمه های نفت و معدن های نمک بادکوبه را به اهالی دربند قفقاز بخشید.

مسعودی که در سال ۳۰۰ هجری به بادکوبه رفته در مروج الذهب می نویسد: “در آنجا چشمه های نفت سفید بود و زیر دودکش ها ’آتش جاودان’ می سوخت و هیچ گاه خاموش نمی شد.”

یاقوت در معجم البلدان نقل می کند که در شیز آذربایجان که اکنون به تخت سلیمان معروف است آتشکده ای بود که از هفتصد سال پیش در آنجا آتش جاودان فروزان بوده است. یاقوت تعجب می کند که پس از هفتصد سال فروزان بودن آتش، کمترین خاکستری بر جای نمانده است. هم او روایاتی می آورد که نشان می دهد نفت در باکو خرید و فروش می شده و مورد معامله قرار می گرفته است: “بادکوبه در ایالت شیروان نزدیک دربند است. در این شهر چشمه بزرگی از نفت است که روزی هزار درهم نفت می دهد. کنار آن چشمه دیگری از نفت سفید است که مانند روغن زنبق می باشد و شب و روز جاری است و عایدی این چشمه هم مانند چشمه اولی می باشد. بازرگان موثقی به من گفت که در آنجا از یک قطعه زمین شعله آتش جاودان بر می خیزد و هیچ گاه خاموش نمی شود”.

مارکوپولو که از راه تبریز وارد ایران شده در سفرنامه اش می نویسد: “در سرحد ارمنستان و گرجستان چشمه نفتی موجود است که مقادیر زیادی نفت از آن به دست می آید و در یک وقت صد کشتی می تواند از آن بارگیری کند. این روغن برای خوراک مناسب نیست ولی برای روشنایی مصرف می شود و شترهایی که مبتلا به امراض جلدی هستند با نفت معالجه می شوند.”

حمدالله مستوفی، جغرافی دان مشهور قرن هفتم، در نزهت القلوب قیر را موم آبی می خواند و گزارش می دهد که بزرگترین معدن نفت ایران در بادکوبه قرار دارد. وی از معادن نفت بسیاری نام می برد که از حوالی آذربایجان تا حوالی بخارا و فرغانه وجود داشته اند.

معلوم نیست کلمه نفت در زبان فارسی از چه زبانی گرفته شده است. برخی ایران شناسان کلمه نفت را از کلمه “ناب” فارسی دانسته اند و گفته اند در زبان اوستایی “نپتا” بوده و کلدانی ها و یهودی ها و عرب ها آن را گرفته و نفتا گفته اند. مسیو دورم فرانسوی که در زمان اکتشاف نفت در ایران رئیس مدرسه عالی علوم عالی پاریس بوده، مدعی شده است که اکدیها کلمه نفت را از فعل “نپتو” به معنی افروختن گرفته اند و بعدها این کلمه در زبان های آسوری و بابلی به کار رفته است. در اوستا نفت به معنی روغن معدنی آمده و در دوره هخامنشیان نفت برای روشنایی و مقاصد طبی استفاده می شده است.