بایگانی ‘جهان’ التصنيفات

اقتصاد جهانی را نیز انفولانزای خوكی گرفت

كارشناسان اقتصادي جهان به شدت نسبت به آثار منفي گسترش بيماري انفولانزاي خوكي بر سيستم مالي و اقتصادي جهان هشدار مي دهند.
خبرگزاري فرانسه در یک گزارش منتشر کرده است که بر اساس گزارش سازمان صحی جهان ويروس انفولانزاي خوكي تا كنون به بيش از 170 كشور جهان گسترش يافته و 1800 نفر نيز به علت ابتلا به اين بيماري از بين رفته اند. كارشناسان صحی سازمان ملل نيز نسبت به تشديد بحران بيماري انفولانزاي خوكي در فصل زمستان هشدار مي دهند.
كارشناسان اقتصادي نيز بر اين باورند كه گسترش اين بيماري مي تواند موجب تشديد بحران مالي و ركود اقتصادي جهان شود. كشورهاي مختلف با شديد ترين بحران مالي و ركود اقتصادي پس از جنگ جهاني دوم روبرو هستند. سيمونتا ناردين سخنگوي صندوق بين المللي پول در اين باره تاكيد كرد، در حالي كه تبعات منفي بيماري انفولانزاي خوكي همچنان بر ما پوشيده است نمي توان پيش بيني دقيقي نسبت به تاثيرات منفي اين بيماري بر رشد توليد ناخالص داخلي جهان ارایه كرد.
گسترش اين بيماري مي تواند ثبات و آرامش نسبي برقرار شده در بازارهاي مالي جهان را با تهديد جدي روبرو كند. صندوق بين المللي پول در گزارش آتي چشم انداز اقتصاد جهاني به آثار منفي بيماري انفولانزاي خوكي بر ثبات مالي و اقتصادي جهان اشاره خواهد كرد. بانك جهاني نيز پيش بيني كرد، گسترش انفولانزاي خوكي مي تواند موجب كاهش 7/0 تا 8/4 درصدي توليد ناخالص داخلي جهان شود.
بر اساس پيش بيني صندوق بين المللي پول از توليد ناخالص داخلي 863/54 تريليون دالري جهان در سال 2009 و با توجه به پيش بيني بانك جهاني، انفولانزاي خوكي مي تواند بيش از 384 ميليارد تا 633/2 تريلیون دالر به اقتصاد جهاني ضربه وارد كند.

راهکار اقتصاد باز، یعنی چه؟

در راهکار اقتصاد باز تاكيد خاص بر بخش تجارت خارجی وسرمايه گذاري بخش خصوصي است. كشور های كه راهکار اقتصاد باز را دنبال مي كنند باید درهاي خود را نه تنها برروي تجارت خارجي بلكه بر روي حركت هاي بين المللي عوامل توليدي چون كار، سرمايه وتكنالوژي باز بگذارد. چنين راهکار مي تواند براي كشورهاي كه داراي بازارهاي داخلي كوچك هستند، مناسب باشد مشروط برآنكه بتوانند دربازارهاي جهاني حضور يابند وبه رقابت بپردازند.
بديهي است كه در اين راه تلاش میخواهد تا درجهت افزايش معیار های كيفي محصولات خود و كاهش هزينه هاي توليدي گام بردارند، تا بتوانند درعرصه رقابت هاي بين المللي موفق گردند.
ميردال كه از نظريه پردازان معروف اين علم است اعتقاد دارد كه صادرات كالاهاي سنتي و بومی به سود كشور هاي درحال توسعه نيست. آنها بايد به تركيب صادرات خود توجه كنند، و با توجه به شرايط بازارهاي بين المللي ونياز هاي جامعه بشري، تحولات ارزشی، قيمتي و درآمدي كالاها به صادرات بپردازند. بطوركلي دراين سياست اعتقاد برين است كه از طريق ايجاد شرايط مناسب جهت ورود سرمايه هاي خارجي، تشويق وگسترش صادرات و برداشتن موانع از سر راه تجارت خارجي و امكان دستيابي به توسعه اقتصادي فراهم مي شود.
رعايت مواردي ازجمله موارد زير مي تواند در موفقيت سياست تشويق وگسترش صادرات موثر واقع شوند:
1. به كارگيري سياست هاي پولي و مالي مناسب به منظور كاهش هزینه های داخلي و ايجاد مازاد توليد براي صادرات؛
2. ثابت نگهداشتن قيمت ها وجلوگيري از فشار تورمي؛
3. استفاده از تكنالوژي برتر درتوليد كالا هاي صادراتي و ارتقاء‌كيفيت كالا هاي صادراتي وكنترول آن؛
4. ازبين بردن موانع سر راه صادرات؛
5. ايجاد تسهيلات جهت تامين مواد اوليه و كالا هاي سرمایوی و ضرورت های مورد نياز كالا هاي صادراتي؛
6. تامين اعتبار مالي لازم جهت گسترش توليدات كالا هاي صادراتي؛
7. و هم چنين تامين تسهيلات زيربنایي لازم مانند حمل و نقل و بيمه؛
8. ارایه اطلاعات لازم به صادركنندگان درمورد شرايط بازار بين المللي و نوسانات ارزي كشور واردكننده؛ و بطور كلي شرايط اقتصادي وارد كننده كالاهاي صادراتي مورد نظر.

تاثير نامطلوب نابرابری توزيع زمين

جاي تعجب نيست كه برخي دهاقین بدهكار به دنيا مي آيند، با قرض زندگي مي كنند وبا قرض هم مي ميرند. همه اين ها مي تواند بر ضرورت تغييرات زياد در الگوي مالكيت واصلاحات ارضي دلالت داشته باشد.

در بيشتر كشورهاي كمترتوسعه يافته، زمين يكي از نهاده هاي مهم درتوليد است. الگوي مالكيت زمين در بيشتر اين كشورها به طريقي است كه درصد بزرگي از زمين ها تحت كشت در مالكيت تعداد افراد محدودي است درحالي كه اكثريت دهاقین، صاحب درصد کمی ازكل زمين های تحت كشت رفته مي باشند.

با توجه به غالب بودن سکتور زراعت در اقتصاد كشورهاي كمترتوسعه يافته واين كه زمين مهمترين دارایي براي نگهداري به ويژه درمناطق روستایي است مي توان تاثير نامطلوب نابرابري توزيع زمين را برروي توزيع درآمد به سادگي دريافت.

نظام مالكيت زمين بسيار پيچيده است.

1. عده اي خود بر زمين خود كار مي كنند.

2. عده اي در بدل كار درمحصول زمين شريك هستند.

3. عده اي زمين هارا اجاره كرده اند.

4. تعدادي، كارگران زراعتی مي باشند كه متناسب با نوسانات توليد محصول استخدام واخراج مي شوند.

طبعاً گروه هاي 2،3 و 4 انگيزه زيادي براي كارندارند درزماني كه بازده حاصل ازكارشان عموماً مقدار ثابت يا كمي است ودر زماني كه آنان از نظر قانوني مالك به حساب نمي آيند . عموماً زميني كه به قطعات كوچك تقسيم شده باشد از نظر ساختار خاك، حاصل خيزي وبهره وري تغيير مي كند. صاحبان زمين هاي بزرگ بيشتر درشهرها زندگي مي كنند وعلاقه كمي به سرمايه گذاري درزمين هاي خوددارند، به كارگران روي زمين مزد هاي پاييني مي پردازند وبه نوعي كارگران روي زمين را استثمار مي كنند . دربيشتر موارد از روش هاي عقب مانده براي توليد محصول استفاده مي شود لذا بازدهي زمين معمولاً پائين مي باشد.

با اين وجود دهقانان در برابر فرصت هاي اقتصادي عكس العمل نشان مي دهند. فقدان نهاده هاي مناسب منجر به بازدهي پائين تر توليد مي شود. اما حتي اگر نهاده ها در دسترس باشند دراختيار عده خاصي ازمالكان زمين خواهد بود كه منافع مشهودي براي کتله ای وسيع دهاقین نخواهد داشت.

لذا بازار زمين بسيار دور از نوع بازار رقابتي مي باشد. درصورتي كه شرايط آب وهوا نامساعد باشد معمولاً منجر به تعميق فقر ميان كارگران بدون زمين ومستاجرين مي شود وحتي بخش كوچكي از آنها يا زمين خودرا مي فروشند ويا بدهكار مي شوند وزير بار سود خوران مي روند.

اسناد تجاری چيست؟

تمامی اسنادي كه در داد وستدهاي روزانه بين تاجران واشخاص بكار مي روند، اسناد تجاری ناميده مي شوند.

اسناد، جمع سند و عبارت است از هر نوشته اي كه درمقام دعوي يا دفاع قابل استناد باشد.

اين تعريف هم اسناد عادي وهم اسناد رسمي را شامل مي گردد. بنابرین قانون گذاران به دليل اهميت اين اسناد ونقش مهم آنها درعمليات تجارتي و سرعت بخشيدن به انتقال وگردش ثروت وايجاد اعتبار وتقويت آن كه از ضرورت هاي مهم تجارت مي باشد، مزايایي براي آنها قایل شده اند.

برخي از مزايايی اسناد تجارتي عبارتند از مسووليت تضامنی امضا كنندگان؛ امتياز درتامين خواسته درصورت اقامه دعوي، بدون در نظر داشت زيان احتمالي طرف؛ مسووليت كيفري درمورد چك؛ قابليت اعتبار اين گونه اسناد نزد بانكها واشخاص، كه ساير اسناد عادي فاقد مزاياي مزبور مي باشند.

يكي از عملياتي كه برروي اسناد تجارتي انجام مي گيرد ومعاملات آنها را آسان مي سازد، پشت نويسي است كه بايد مطابق مقررات قانوني انجام گيرد. ازآنجا كه حقوقدانان، فواید اسناد تجارتي را از جمله ايجاد اعتبار، وسيله انتقال طلب يا دين و وسيله پرداخت مي دانند، پشت نويسي درتحقق اين فواید نقش مهمي دارد، طوري كه هرچه عمل پشت نويسي برروي اين اسناد بيشتر انجام شود، موجب افزايش اعتبار آن گرديده و در پرداخت دين وانتقال طلب نيز غالباً عمل مزبور دخالت دارد.

پشت نويسي اسناد تجارتي، عملي است كه به وسيله آن دارنده سند، تمام يا قسمتي از حقوقي را كه درآن سند دارد به ديگري واگذار مي نمايد. پشت نويسي را مي توان به دونوع انتقالي وغير انتقالي تقسيم نمود.

پشت نويسي انتقالي، عملي است كه به وسيله آن پشت نويس، تمام حقوق ناشي ازسند تجارتي خود را به ديگري منتقل مي نمايد. خصوصيت بارز پشت نويسي اسناد تجارتي، در انتقال ساده آنها بدون تشريفات صدور در دفاتر اسناد رسمي واقامه شهود وتحمل هزينه است كه اين امر خود از اصل سرعت درعمليات تجارتي نشات مي گيرد.

پشت نويسي ممكن است در وجه شخص معيني ويا علاوه برآن به حواله كرد او باشد كه حاكي از انتقال سند وقابليت انتقال آن مي باشد. همچنين پشت نويسي ممكن است بصورت سفيد امضا و يا در وجه حامل انجام گيرد.

اما پشت نويسي غير انتقالي از لحاظ اهميت حقوق دارنده سند ضعيف تر از پشت نويسي انتقالي است، زيرا تنها درپشت نويسي انتقالي است كه تمام حقوق ناشي از اسناد تجارتي به ذي نفع انتقال مي يابد. بنابراين پشت نويسي غير انتقالي به اين معنی است كه پشت نويس، تمام حقوق ناشي ازسند را به ديگري واگذار نمي كند بلكه سند مذبور را بعنوان وثيقه يا وكالت به ديگري مي دهد تا تحت شرايطي براي ذي نفع قابل استفاده باشد وپشت نويسي غير انتقالي نيز شامل پشت نويسي بعنوان تضمين یا وثيقه و پشت نويسي بعنوان وكالت تقسيم مي گردد. درپشت نويسي بعنوان تضمين، دارنده سند، آن را جهت تضمين پشت نويسي كند، زيرا اسناد تجارتي مي توانند مورد وثيقه قرار گيرند. علت پشت نويسي مزبور در اين است كه در بعضي از مواقع ظهرنويس مجبوراست تعهد مالي خودرا درمقابل طلبكار تضمين نمايد، دراين صورت چنانكه طلبكار بپذيرد، ظهرنويس مي تواند سند را جهت وثيقه تعهد خود پشت نويسي نموده، دراختيار وي قرار دهد.

ولي پشت نويسي بعنوان وكالت، علاوه بر پشت نويسي بعنوان وثيقه، ممكن است مواردي پيش آيد كه دارنده سند آن را امضا وبه ديگري جهت وصول تحويل نمايد.

پشت نويسي به عنوان وكالت ازاين جهت براي دارنده مي تواند مفيد باشد كه گاهي اوقات براي او امكان رفتن به محل پرداخت سند وجود نداشته ومشكل است، چون محل صدورسند ممكن است با محل پرداخت آن متفاوت باشد.

عوارض جهانی معضل بيكاری

افزايش بيكاري و حذف مشاغل در اثر ركود و بحران اقتصادی، عوارض مختلف و متعددی را پيش روي جهان قرار داده است كه مهمترین آن قرار زير است:

1. كاهش درآمد بيكاران:

اگرچه بيكاران در بسياري از كشورهاي جهان از مزايا و حقوق بيكاري و كمك هزينه‏هاي مشابهي برخوردارند، اما بسياري بر اين باورند كه اين رخداد باعث كاهش چشمگير درآمد افراد و در نتيجه بروز مشكلات بسيار زيادي در پرداخت صورت حساب‏ها يا بازپرداخت قرضه و تسهيلات دريافتي آنها خواهد شد. به اين ترتيب، عده‏اي در اثر بيكاري مجبور به تغيير سبك زندگي خود خواهند شد.

2. افزايش تغيير موقعيت زندگي و نقل مكان:

افزايش بيكاري، باعث افزايش جابجايي محل زندگي افراد است. در واقع، يكي از بهترين و بدترين تجربه‏اي كه افراد ذيربط و بيكار شده در اين خصوص كسب مي‌كنند، همين مساله است. اين موضوع ممكن است باعث كاهش قيمت مسكن و در نتيجه زيان دهي بانك‏ها و به نوبه خود، موجب سخت گيري بانك در پرداخت تسهيلات يا قرضه شود.

3. اثر منفي فزاينده:

افرادي كه شغل خود را از دست داده ‏اند، به دليل كاهش درآمد كمتر هزينه مي‌كنند و اين امر باعث كاهش مصرف و در نتيجه كاهش رشد اقتصادي مي‌شود. اين مساله، رشد اقتصادي يك كشور را با مشكل مواجه مي‏كند.

4. افزايش هزينه دولت:

افزايش بيكاري باعث افزايش پرداخت كمك هزينه‏ها از سوي دولت مي‏شود. اين در حالي است كه دريافت درآمد مالياتي دولت كاهش مي‏يابد. اين مساله دشوار و بغرنج شامل مشاغل مالي كه حقوق‏هاي بالايي دارند نيز مي‏شود. تاثير بيكاري در اين زمينه مي‏تواند باعث افزايش استفراض بخش دولتي شود.

5. انگيزه زدايي:

شواهد موجود حاكي است كه طولاني بودن دوران بيكاري، بازگشت بيكاران به بازار كار را بسيار دشوار مي‏سازد. كارگران سال خورده‏اي كه بيكار مي‏شوند، معمولا براي هميشه با بازار كار خداحافظي كرده و گاهي به استفاده از كمك هزينه‏ها و مزايايي نظير مستمري‏هاي از كار افتادگي متوسل مي‏شوند كه پوشش كاذبي براي معضل بيكاري است.

6. بي ثباتي اجتماعي:

در دهه 1980، افزايش و رشد فاحش بيكاري در انگلستان به بروز ناآرامي و بي ثباتي‏هاي فراوان اجتماعي در اين كشور منجر شد. اين بدان معنی است كه بروز نا آرامي‏هاي اجتماعي، معمولا ريشه در عدم تحقق نيازهاي افراد دارد و بيكاري معضله است كه امكان دارد اثر مخربي در تشديد اوضاع نامساعد اجتماعي بر جاي بگذارد. به هر حال اين امكان وجود دارد كه طولاني و مزمن شدن معضل بيكاري به بروز ناآرامي‏هاي اجتماعي بيانجامد.

7. رفع يا كاهش بيكاري مدت‏ها طول مي‏كشد:

بيكاري يكي از شاخص‏هاي كند و تدريجي است. حتي زماني كه اقتصاد يك كشور از ركود خارج مي‏شود و رونق دوباره پيدا مي‏كند، روند فزاينده بيكاري ممكن است كماكان ادامه داشته باشد. اين پديده نوعي عقب مانی محسوب مي‏شود.

اقتصاددانان به چه درد می‌خورند؟

چرا اقتصاددانان در پیش‌بینی بحران اقتصادی در جهان ناکام بودند و چرا با این حال کمک آنها هنوز هم برای بهبودی شرایط اقتصادی حیاتی و سرنوشت ساز است؟

اکثر اقتصادانان در پیش‌بینی بدترین بحران اقتصادی در جهان از دهه 1930 ناکام بوده‌اند. در حال حاضر آنها نمی‌توانند در نحوه حل‌وفصل و رهایی جهان از این بحران به توافق برسند.

بنابراین مردم این سوال را مطرح می‌کنند که پس وجود اقتصاددانان چه فایده‌ای دارد؟

اخیرا در جایی مطلبی را خواندم که نوشته بود چه اتفاقاتی رخ داده که اقتصاددانان نتوانستند بحران مالی دنیا را پیش‌بینی کنند.

خوب آنها نتوانستند و پدر و مادر من هم که هیچ اطلاعاتی در امور اقتصاد ندارند، هم نتوانستند. پس چه فرقی میان اقتصاددانان و پدر و مادر بی اطلاع من وجود دارد.

این مطلب ادامه می‌داد اگر شما یک اقتصاددان باشید و نتوانید حوادث و اتفاقات اقتصادی آینده را تا حدودی پیش‌بینی کنید، باید به طور جدی در اعتبار آموخته‌هایتان شک کنید و بهتر است بروید کاری ارزشمند برای جامعه همچون چیدن سبزیجات انجام بدهید.

اما بیایید صادق باشیم. نمی‌توان از اقتصاددانان جهان انتظار داشت که آینده را به طور دقیق پیش‌بینی کنند. دنیا پیچیده‌تر از آن است که بتوان حوادث آینده را پیش‌بینی کرد. اما اقتصاددانان می‌بایست حداقل توانایی دادن هشدار نسبت به خطرات پیش روی جوامع را داشته باشند و یا حتی زمانیکه اتفاقات ناگوار رخ می‌دهد، بدانند که برای رهایی از آنها چه باید کرد.

مردم به دقت به اظهارنظرها و عملکرد اقتصاددانان در این برهه زمانی بسیار توجه دارند چون اقتصاددانان گفته‌اند که می‌دانند چگونه از تکرار رکود اقتصادی بزرگ جلوگیری کنند. اما هفت دهه پس از رکود بزرگ، اقتصاددانان هنوز در آموخته‌های خود اجماع نظر ندارند.

نسیم نیکلاسی طالب یک کارشناس امور اقتصادی در این رابطه می‌گوید باید جامعه‌ای بسازیم که به پیش‌بینی‌های اقتصاددانان نامعقول نیاز نداشته باشد.

ویا پاول ویلمت یک کارشناس امور مالی نیز معتقد است الگوها و مدل‌های اعلام شده از سوی اقتصاددانان افتضاح هستند. اقتصاددانان کاملا فراموش کرده‌اند که تا چه حد عامل بشر در جهان مهم به شمار می‌رود.

برای رهایی از این شرایط نابسامان اقتصادی و حصول این اطمینان که بار دیگر این بحران به وجود نخواهد آمد، لازم است که بهترین اندیشه و تامل را در مورد نسل بشر انجام داد و اینجاست که به یاد می‌آوریم، اقتصاددانان بزرگ، آنهایی که در امور چرخش تجارت و رشد اقتصادی متخصص هستند، پیشتر اقدامات مثبت انجام داده‌اند.

برای نمونه تحقیقات انجام شده در دهه70 به خیلی از کشورها برای متوقف کردن تورم شدید با تاکید بر اهمیت داشتن یک بانک مرکزی مستقل و قوی کمک کرد.

راجر ای.آی فارمر از دانشگاه کالیفرنیا معتقد است زمان آن فرا رسیده که ایده‌های اقتصادی جدیدی مطرح شود، بیشتر از آنچه که در دهه30 و70 عنوان شده بود.

حتی اگر هم در مورد اعتبار و ارزش اقتصاددانان تردید وجود دارد، غیرممکن است که آنها را به حساب نیاورد.

به هر ایده‌ای که برای مقابله با بحران اقتصادی فکر می‌کنید، براساس حدسیات و مفروضاتی است که یا از اکادمی‌های اقتصادی برآمده و یا از سوی اقتصاددانان مطرح شده است.

پیش از بحران اقتصادی به نظر می‌رسید که اقتصاددانان ممکن است اختلاف‌نظر میان یکدیگر را حل‌وفصل کرده باشند.

در همین رابطه پال کروگمن پیشتر در یکی از کتابهای خود عنوان کرده بود که راز آشکار اقتصادانان برجسته مدرن این است که تا چه حد آنها طی سال گذشته به اجماع نظر میان یکدیگر رسیده ‌اند.

بارزترین انتقادی که متوجه اقتصاددانان برجسته در جهان است این می‌باشد که تقریبا همه آنها به رغم بروز یک عده نشانه‌های هشداردهنده، در پیش‌بینی رکود اقتصادی در جهان ناکام بودند.

پس چه باید کرد؟

زمانیکه این بحران به پایان رسید، دستور کار بعدی اقتصاددانان برجسته باید اقدامات در راستای کمک به اقتصادهای جهان باشد تا از این پس اقتصادهای دنیا با ثبات‌تر و قوی‌تر عمل کنند.

منبع: بيزنس ويك.

تاریخ نفت از شش هزار سال پیش تا کنون

قدما نفت را می شناختند. سعدی در باب هفتم گلستان از هندویی یاد می کند که “نفت اندازی همی آموخت. حکیمی گفت ترا که خانه نئین است بازی نه این است”. در سفر پیدایش از کتاب تورات آنجا که به پیغمبر می گوید برای خود کشتی بسازد، خطاب این است که “در کشتی حجره ها بنا کن و درون و بیرون کشتی را با قیر بیندای”.

در سفر خروج آمده است: “و چون نتوانست او را دیگر پنهان دارد تابوتی از نی برایش گرفت و آن را به قیر و زفت اندوده، طفل را در آن نهاد و آن را در نیزار به کنار نهر گذاشت”.

کاوش های باستان شناسان در عراق نشان داده است که از چهار هزار سال پیش از میلاد ملاط قیر در عمارات و ابنیه به کار می رفته است.

کاوش های باستان شناسان نشان می دهد که از زمان سومریان، پنج تا شش هزار سال پیش، در شوش قیر مورد استفاده قرار می گرفته و به جای ملاط بین سنگها و آجرها در ساختمان ها کار می شده است. همچنین تکه های جواهرات را با قیر به هم می چسباندند و دسته های چاقو و امثال آن را با قیر محکم می کردند و کشتی ها و ظروف سفالین را با قیر می اندودند تا آب به آنها سرایت نکند.

به گزارش هرودوت، مورخ یونانی، سنگ فرش کف باغ های معلق بخت النصر با قیر بندکشی شده بود و مردم بابل استخرها و راه های آب و سدهای خود را با قیر بندکشی می کردند تا آب در آنها نفوذ نکند. همچنین بنا به گفته مورخین در بابل جاده ها را آجر فرش می کردند و با قیر بندکشی می کردند تا تحمل ارابه های سنگین را داشته باشد.

هرودوت در تاریخ معروفش راجع به نفت ایران می نویسد: “در ۲۲ کیلومتری شوش چاه هایی وجود دارد که با چرخ و خیک از آن نفت و قیر و نمک بیرون می آورند و در مخزن می ریزند و پس از چندی قیر و نمک ته نشین شده، نفت به شکل مایع باقی می ماند.”

در جای دیگر ضمن داستان محاصره شهر آتن از طرف ایرانیان می نویسد: ایرانیان از روی تپه ها، قیرهای فروزان به سنگرهای یونانیان پرتاب می کردند و معلوم است که تیرها آلوده به نفت بوده وگرنه هنگام پرتاب سریع خاموش می شده است.

پلوتارک در شرح حال اسکندر می نویسد هنگامی که اسکندر از کشور بابل می گذشت در یکی از شهرهای اکباتان مردم برای خوش آمد اسکندر نفت را روی جاده ها می ریختند و آتش می زدند تا شعله های فروزان آن موجب مسرت اسکندر گردد. احتمالا اشاره پلوتارک به ناحیه کرکوک است که به اشتباه از آن به نام اکباتان یاد می کند.

ایرانیان که آتش را مقدس می داشتند، گاز نفت را که در پاره ای جاها از زمین بیرون می زد، مشتعل می کردند و “آتش جاودان” می ساختند. آتشکده ها در کنار همین آتش های جاودان بنا می شد. در اران (باکو) و دامغان و بلخ و مسجد سلیمان این گونه آتشکده ها وجود داشته است.

مارسلینوس مورخ رومی که همراه امپراتور روم به جنگ شاپور دوم آمده می نویسد: “ایرانیان برگ های گیاه مخصوص را در روغن خیس می کردند و سپس مایع دیگری به نام نفت بر آن می افزودند. آنگاه تیرهای جنگی خود را در آن گذارده آتش می زدند و به طرف دشمن پرتاب می کردند و دقت می کردند کمان را آهسته رها کنند تا تیر به سرعت پرتاب نگردد و آتش خاموش نشود.”

دویست سال پس از آن ایرانیان در دفاع از قلعه ای واقع در قفقاز با سلاح های نفتی، رومیان مهاجم را از مرزهای خود دور کردند. یک مورخ بیزانسی می نویسد ساخلوی ایران کوزه های بسیاری را که از گوگرد و قیر انباشته شده بود آتش زدند و به طرف رومیان پرتاب کردند و توانستند بدان وسیله حریقی راه بیندازند که تقریبا همه چیز را سوزاند.

یونانی ها در قرن هفتم میلادی نفت را در میدان های جنگ به کار می بردند و در زمان هراکلیوس، امپراتور بیزانس، سلاحی اختراع کردند که نفت در آن مشتعل می گشت. اعراب (مسلمانان) دو بار قسطنطیه را محاصره کردند و هر دو بار حمله آنان به وسیله آتش اندازهای نفتی دفع شد. در سال ۹۴۱ میلادی هنگامی که ناوگان روسی مرکب از هزار کشتی، قسطنطیه را در محاصره گرفت، رومی ها نفت روی آب دریا ریخته آتش زدند و کشتی های روسی را سوزاندند و آنها را مغلوب کردند.

فردوسی در شاهنامه بارها کلمه نفت را به کار برده و از جمله در داستان اسکندر از نفت سیاه نام می برد و می سراید:

به گردون همی راندند پیش شاه

درونش بیاکنده نفت سیاه

در روایات خلفای عباسی آمده است که المعتمد خلیفه عباسی در سال ۲۷۲ هجری مالیات چشمه های نفت و معدن های نمک بادکوبه را به اهالی دربند قفقاز بخشید.

مسعودی که در سال ۳۰۰ هجری به بادکوبه رفته در مروج الذهب می نویسد: “در آنجا چشمه های نفت سفید بود و زیر دودکش ها ’آتش جاودان’ می سوخت و هیچ گاه خاموش نمی شد.”

یاقوت در معجم البلدان نقل می کند که در شیز آذربایجان که اکنون به تخت سلیمان معروف است آتشکده ای بود که از هفتصد سال پیش در آنجا آتش جاودان فروزان بوده است. یاقوت تعجب می کند که پس از هفتصد سال فروزان بودن آتش، کمترین خاکستری بر جای نمانده است. هم او روایاتی می آورد که نشان می دهد نفت در باکو خرید و فروش می شده و مورد معامله قرار می گرفته است: “بادکوبه در ایالت شیروان نزدیک دربند است. در این شهر چشمه بزرگی از نفت است که روزی هزار درهم نفت می دهد. کنار آن چشمه دیگری از نفت سفید است که مانند روغن زنبق می باشد و شب و روز جاری است و عایدی این چشمه هم مانند چشمه اولی می باشد. بازرگان موثقی به من گفت که در آنجا از یک قطعه زمین شعله آتش جاودان بر می خیزد و هیچ گاه خاموش نمی شود”.

مارکوپولو که از راه تبریز وارد ایران شده در سفرنامه اش می نویسد: “در سرحد ارمنستان و گرجستان چشمه نفتی موجود است که مقادیر زیادی نفت از آن به دست می آید و در یک وقت صد کشتی می تواند از آن بارگیری کند. این روغن برای خوراک مناسب نیست ولی برای روشنایی مصرف می شود و شترهایی که مبتلا به امراض جلدی هستند با نفت معالجه می شوند.”

حمدالله مستوفی، جغرافی دان مشهور قرن هفتم، در نزهت القلوب قیر را موم آبی می خواند و گزارش می دهد که بزرگترین معدن نفت ایران در بادکوبه قرار دارد. وی از معادن نفت بسیاری نام می برد که از حوالی آذربایجان تا حوالی بخارا و فرغانه وجود داشته اند.

معلوم نیست کلمه نفت در زبان فارسی از چه زبانی گرفته شده است. برخی ایران شناسان کلمه نفت را از کلمه “ناب” فارسی دانسته اند و گفته اند در زبان اوستایی “نپتا” بوده و کلدانی ها و یهودی ها و عرب ها آن را گرفته و نفتا گفته اند. مسیو دورم فرانسوی که در زمان اکتشاف نفت در ایران رئیس مدرسه عالی علوم عالی پاریس بوده، مدعی شده است که اکدیها کلمه نفت را از فعل “نپتو” به معنی افروختن گرفته اند و بعدها این کلمه در زبان های آسوری و بابلی به کار رفته است. در اوستا نفت به معنی روغن معدنی آمده و در دوره هخامنشیان نفت برای روشنایی و مقاصد طبی استفاده می شده است.